سليم بشرى مصرى است - و در آن اعتراضى مىباشد مبنى بر آنكه روايت كنندگان اين آيات در شأن أميرالمؤمنين على بن أبيطالب عليه السّلام بنا بر گفتهء شما رجال شيعى هستند ، و اهل سنَّت در روايت به رجال شيعى احتجاج نمىنمايند و ايشان را قبول ندارند - جواب را در سه امر محدود مىكنند : 1 - بطلان قياس معترض . 2 - معترض ، حقيقت شيعه را نمىداند . 3 - امتياز شيعه در شدّت و تأكيد حرمت كذب در حديث .
1 - جواب آن است كه : قياس اين معترض باطل است ، و شكل قياسى وى چه در صغرى و چه در كبرى ، عقيم مىباشد زيرا هر يك از ترتيب صغرى و كبرى فاسد است .
امّا صُغْرى ، اينكه گفته است : راويان اين آيات فقط رجال شيعى هستند ، اين كلام واضح الفساد است . شاهد بر اين ، مُوَثَّقين اهل سنّتاند آنان كه نزول آنها را در آنچه كه ما گفتيم روايت كردهاند ، و مسانيدشان گواهى مىدهد بر آنكه : طريق روايتى آنان از شيعه بيشتر مىباشد ، همانطور كه ما در كتابمان : « تَنْزِيلُ الآيَاتِ الْبَاهِرَةِ فى فَضْلِ الْعِتْرَةِ الطَّاهِرَة » به طور تفصيل و مشروح بيان نمودهايم . و در اين باره براى تو كافى است كتاب « غَايَةُ الْمَرام » كه در همهء بلاد اسلام انتشار دارد .
و امّا كبرى ، اينكه گفته است : رجال شيعه را اهل سنّت قبول ندارند و بدانها احتجاج نمىنمايند ، بطلان و فسادش از صغرى واضحتر است . گواه سخن ما أسانيد اهل سنّت و طرق روايتى ايشان است كه از مشاهير رجال شيعه مشحون مىباشد . و اين است صِحاح سِتَّهء عامّه و غير صحاح كه به رجال شيعه احتجاج مىكنند ، و برچسب زنندگان ، ايشان را با عبارت تشيّع و انحراف برچسب مىزنند و به عنوان رافِضىّ و مخالف نسبت مىدهند ، و به غُلُوّ و افراط و پرت شدن از صراط مُسْتَنَد مىدارند .
در شيوخ بُخارى رجالى از شيعه وجود دارند كه به رَفْض تعييب گرديدهاند و به بغض لكّه دار شدهاند ، امّا اين امور موجب قَدْحِ عدالتشان نزد بخارى و غير بخارى
امام شناسى (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦٨