* * * چند بار تكبير بگويند « 1 » با آنكه ايشان پيوسته با پيامبر بودند و در صفِّ اوَّل نماز خود را به قيام وا مىداشتند ، و يا آنكه كراراً و مراراً با پيامبر بر مردگان از مسلمين نماز خوانده بودند ، امّا چون داعى و اهتمام بر حفظ و يا تدوين نبوده است ، و يا آنكه
هامش
ص 13 )
- [ 3 ] « مغنى » و « شرح كبير » ج 1 و ص 575 ) -
- [ 4 ] اين مقدار ، تعدادى از تشهّد بود كه احصاء آن امكان داشت و أئمّهء فقه بر يك گونه تشهّد اتفاق ننمودند ، بلكه در آن اختلاف نمودند . أبو حنيفه و أحمد تشهّد ابن مسعود را اختيار كردند و مالك تشهّد عمر بن خطّاب را ، و شافعى تشهّد ابن عباس را . -
- [ 5 ] « شفاء » ، ج 2 ص 55 -
( 1 ) آية الله سيّد عبدالحسين سيّد شرف الدّين عامِلى در كتاب « النّصّ و الاجتهاد » طبع دوم ص 212 ، در مورد 27 در بيان مخالفتهاى عمر در نصوص پيغمبر صلّى الله عليه و آله مىفرمايد : عادت و دأب رسول اكرم اين بود كه : بر جنازهها پنج بار تكبير مىگفتند : اما خليفهء ثانى را خوشايند بود كه تكبير را بر آنها چهار بار بگويد ، و مردم را بر آن گماشت تا چهار بار بگويند . جماعتى از اعلام امّت بر اين امر تصريح نمودهاند مانند سيوطى [ 1 ] چون در كتاب « تاريخ الخلفاء » امور اختصاصيّهء عمر را ذكر كرده است آن را نيز برشمرده است . و ابن شحنه آنجا كه وفات عمر را در سنهء 23 از كتاب خود « روضة المناظر » مطبوع در هامش « تاريخ » ابن اثير ذكر نموده است و غير از اين دو نفر أيضاً از متتبّعين صاحب ضبط و ثبت آوردهاند . و براى تو همين بس كه در كتاب « ديمقراطية » تأليف استاد خالد محمّد خالد در آنچه ما اينك در مبحث سه طلاق ذكر نمودهايم ، آورده است . امام احمد در حديث زيد بن أرقم از عبدالاعلى تخريج كرده است كه او گفت : من در پشت زيد بن ارقم بر جنازهاى نماز خواندم و وى تكبير را پنج بار بگفت . در اين حال أبوعيسى عبدالرحمن بن أبى ليلى به سوى او برخاست و گفت : آيا فراموش كردى ؟ ! زيد گفت : نه ! و ليكن من پشت سر خليلم : أبوالقاسم صلَّى الله عليه و آله نماز گزاردم و او تكبير را پنج بار گفت ، و من أبداً آن را ترك نخواهم نمود [ 2 ]
و من مىگويم كه : زيد بن ارقم بر جنازهء سعد بن جبير معروف به سعد بن حبتة ( و حبتة مادرش بود ) كه وى از جملهء صحابه بود نماز گزارد و تكبير را پنج بار گفت . و اين مطلب را ابن حجر در ترجمهء سعد در « اصابهء » خود ذكر نموده است . و أيضاً آن را ابن قتيبه در أحوال ابويوسف در كتاب « معارف » خود آورده است . و اين سعد جدّ قاضى أبويوسف مىباشد .
- [ 1 ] به نقل از عسكرى . -
- [ 2 ] مسند » امام احمد حنبل ، جزء چهارم ، ص 370 . -