هامش
عليه ( و آله ) و سلّم وَ لَا عَلَى أهْلِ بَيْتِهِ لَرَأيْتُ أنَّهَا لَا تَتِمُّ [ 5 ] .
اين بود مشروح گفتار شيخ محمود أبورَيَّه و با آنكه خود از عامّه مىباشد مىبينيم كه : چگونه اساس روايات منقولهء از عامّه را متزلزل مىكند . و بنابراين روايات مرويّهء آنان بر اساسى متّكى نخواهد بود .
محمد عجَّاج خطيب در كتاب « السُّنَّةُ قبلَ التَّدوين » در ص 138 تا ص 140 در مقام بيان روايات منقولهء به معنى ، سخت بر او مىتازد ، و وى را مُفْترى و مدَّعى بدون برهان معرّفى مىكند ، و از كتاب « الانوار الكاشفة » ص 83 كه رجل معاصر او : عبدالرَّحمن بن يحيى معلِّمى يَمانى در ردّ كتاب « الأضواء » نوشته است ، و از كتاب « ظُلُمات أبى رَيَّة » كه محمد عبدالرَّزَّاق حَمْزَة ص 68 تا ص 99 كه أيضاً در ردّ أبُوريَّه تدوين نموده است ، مطالبى را ذكر مىكند كه أبداً قابل مقابله با گفتار و ايراد أبوريَّه نمىباشد ، و جز هَفَواتى در برابر استدلال متين أبوريَّه بر اصل و اساس تزلزل جميع روايات وارده در بخارى و مسلم و ساير صحاح و سنن و مَسَانيد عامّه اقامهء برهانى نمىكند .
وى در تعليقهء ص 138 مىگويد : « أبوريَّه بدين گونه در موضوع بحث وارد گرديده است كه : كسانى كه خبرويّتى در علم ندارند ، و نزدشان علمى به خبرويّت وجود ندارد ، چنين گمان دارند كه : احاديث رسول الله را كه در كتب مىخوانند ، و يا از آنان كه به آنها حديث مىآموزند مىشنوند ، همهء آنها در كتبشان با صحّت مبنى و استحكام تأليف آمده است ، و ألفاظ آن أحاديث به رُواتشان مصون و محفوظ از تحريف و تبديل همانطور كه پيغمبر بدان گويا شده است ، و اصل شده است . و همچنين گمان مىكنند كه : صحابه و كسانى كه پس از صحابه آمدهاند : آنان كه تا زمان تدوين ، علم را از ايشان فرا گرفتهاند ، آن احاديث را با نصّ ألفاظشان همانطور كه شنيدهاند نقل كردهاند ، و همان طورى كه بدانها تلقين شده است بر وجه أتمّ أداء نمودهاند ، بدون اندك تغييرى و نه مختصر تبديلى . و از آنچه در أذهان مردم كوبيده شده و فرو رفته است آن مىباشد كه : اين جماعت از راويان همگى يك صنف مخصوصى از بنى آدم هستند كه در جودت حفظ ، و كمال ضبط ، و سلامت قوّهء ذاكره و حافظه داراى درجهاى ممتاز و عالىتر مىباشند . . . . . و بدين لحاظ و گمان ، اين پديده و كوبندگى ذهنى لاجرم اثرى بليغ در افكار مشايخ دين به جاى گذارده است - مگر آنان كه پروردگارت حفظ كند إلَّا مَنْ عَصَمَ رَبُّكَ - و بر اين اساس چنان معتقد شدند كه : اين احاديث در إتقان و لزوم فروتنى و تسليم در برابر إتقان و إحكامشان به مَثَابه كِتاب عزيز مىباشند ، به طورى كه كسى كه مخالفت آنها را بنمايد گناهكار ، يا مرتدّ از دين ، و يا فاسق شمرده مىشود ، و آن كس كه آنها را انكار كند و يا در صحّتشان شكّ و ترديد نمايد ،