أبيطالب عليه السّلام و بعضى از صحابهء ديگر ، اختلاف نظر شديد در تدوين و كتابت وجود داشته است . عمر مىگفت : اگر كتابت سنَّت پى گيرد مردم بدان روى مىآورند و به خواندن سنَّت مشغول مىشوند و كتاب الله مهجور و متروك مىگردد ، و يا در نوشتن ، سنَّت با آيات قرآن مشتبه مىشود و خَلْط و مَزْج صورت مىگيرد .
أميرالمؤمنين عليه السّلام مىفرمودند : أبداً چنين خطرى در ميانه نيست . كتابت سنّت جدا و كتابت قرآن جداست . و سنّت حتماً و قطعاً بايد نوشته شود ، و گرنه كتاب خدا بدون ترجمان و بدون بيان و مفسِّر مىماند . لهذا حضرت پيوسته مشغول نوشتن بودند و امر شديد و أكيد به تدوين و كتابت داشتند .
گفتند و نوشتند و نشر كردند ، أبداً خطرى هم به وجود نيامد ، و سنَّت در نزد متابعين و مواليان آن حضرت زنده و گويا باقى بماند . ولى در طيف مخالف كه سنّت ، تدوين نيافت فقر علمى همه جا را گرفت و با از ميان رفتن صحابه و روى كار آمدن تابعين كسى نبود براى امَّت نقل سنّت كند مگر همان محفوظاتى كه تابعين از صحابه اخذ كرده بودند ، و در اثر طول مدّت دچار هزار گونه اشتباه و خلط و نسيان گرديده بود ، مضافاً به آنكه چون نقل به معنى را در احاديث مجاز دانستند و تدوينى هم در ميانه نبود ، يك قضيّه را به أقسام و عبارات گوناگونى نقل كردند تا جائى كه تشهّد را عامّه به نُه عبارت مختلف روايت كردهاند « 1 » و در نماز ميّت ندانستند كه بايد
هامش
( 1 ) فقيه مصرى روشن ضمير : شيخ محمود أبُورَيَّه در كتاب پر ثمر خود : « أضواءٌ على السُّنَّة المحمّديّة » ، طبع سوم دار المعارف مصر ، از ص 82 تا ص 86 در باب اختلاف علماء در جواز روايتِ حديث به معنى ، نه به لفظ ، ذكر كرده است كه دربارهء صيغههاى تشهّد در سلام نمازها كه از أهمّ امور بوده است ، و مسلمين در هر روز چند بار با عين لفظ رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آن را مىشنيدهاند ، و به ذهن مىسپردهاند ، علاوه بر آنكه روايات عديدهاى وارد است كه : ما حديثى را نمىنوشتهايم مگر قرآن و صيغهء تشهّد را ، معذلك كيفيّت تشهّد نزد سنّىها به نُه طريق بيان شده است با آنكه همه بيان نمودهاند كه : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آن را فقط و فقط بر يك نَهج تلاوت