أبوالمليح از أيُّوب كه گفت : يَعِيبُونَ عَلَيْنَا الْكِتَابَ ثُمَّ تَلَا : عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّى فِى كِتَبٍ « 1 » ، « 2 »
« آنان بر ما عيب مىگيرند كه أحاديث را مىنويسيم ! آنگاه خواند اين آيه را كه : علم آن در نزد پروردگار من است در كتابى . »
و أيضاً با سند متّصل خود روايت كرده است از بَقِيَّه كه مىگفت : چه بسا از من در حالتى كه ما در حال راه رفتن هستيم ، أرْطَاة حديثى را مىشنود و مىگويد : أمْلِهِ عَلَىَّ ! « آن را بر من املاء كن تا بنويسم ! »
من به وى مىگويم : فِى وَسَطِ الطَّرِيقِ ؟ ! « آيا در ميان راه إملا كنم و تو بنويسى ؟ ! »
او مىگويد : أ وَ فِى غَيْرِ اللهِ نَحْنُ ؟ ! « 3 » « مگر ما در راهى غير از راه خدا مىباشيم ؟ ! »
و با سند متّصل خود روايت مىكند از مَعْمَر كه گفت : من براى يحيى بن أبىكثير أحاديثى را بيان كردم . وى گفت : براى من فلان حديث و فلان حديث را بنويس !
من به او گفتم : إنَّا نَكْرَهُ أنْ نَكْتُبَ الْعِلْمَ يَا أبَا نَصْرٍ ! « اى أبونصر ! ما را خوشايند نيست كه علم را بنويسيم ! »
او گفت : اكْتُبْ لِى ! فَإنْ لَمْ تَكُنْ كَتَبْتَ فَقَدْ ضَيَّعْتَ ؛ أوْ قَالَ : عَجَزْتَ . « 4 »
« بنويس براى من ! چرا كه اگر ننويسى علم را تضييع نمودهاى ؛ يا آنكه گفت : عاجز شدهاى » !
دربارهء اختلاف صيغهء تشهد در نزد عامه
بالجمله از مجموعهء آنچه كه به طور تفصيل در ج 14 از همين مجموعه ذكر كرديم ، و به دنبال آن شرحى در ج 15 آورده شد ، به خوبى مبيّن و روشن گرديد كه : در زمان خود رسول الله تدوين و كتابت ، أمرى رائج و بلامانع بوده است و پس از آن حضرت ميان دو طيف مخالف : عُمَر و بعضى از صحابه ، و أمير المؤمنين على بن
هامش
( 1 ) آيه 52 ، از سورهء 20 : طه .
( 2 ) « تقييد العلم » ص 110 . و در تعليقه دارد : و مثل اين عبارت از حماد بن زيد در « سنن » دارمى ج 1 ص 126 و « جامع بيان العلم » ج 1 ص 73 آمده و در آن أيّوب از أبوالمليح آورده است كه : « و كان أيّوب يكتب » . به تاريخ دمشق ج 3 ص 212 رجوع شود .
( 3 ) « تقييد العلم » ، ص 110 .
( 4 ) « تقييد العلم » ، ص 110 .