تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
خوانده‌ام . » خطيب پس از بيان دو روايت ديگر بدين مضمون ، روايتى ديگر از هُبَيْرة بن عبدالرَّحمن از أنس بن مالك ذكر مىكند كه : إنَّهُ كَانَ إذَا حَدَّثَ فَكَثُرَ النَّاسُ عَلَيْهِ لِلْحَدِيثِ ، جَاءَ بِصِكَاكٍ « 1 » فألْقَاهَا إلَيْهِمْ فَقَالَ : هَذِهِ أحَادِيثُ سَمِعْتُهَا مِنْ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه و آله وَ كَتَبْتُهَا وَ عَرَضْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه و آله . « 2 » « چون حديث مىگفت و مردم براى شنيدن حديث بر گرد وى زياد مجتمع مىگرديدند كتابهائى را مىآورد و به سوى آنها مىافكند و مىگفت : اينها احاديثى است كه من از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلّم شنيده‌ام و نوشته‌ام و آنها را بر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله عرضه داشته‌ام ! » و أيضاً با سند متّصل ديگرى از عبدالله بن مُثَنَّى روايت مىنمايد كه وى گفت : دو عموى من : نَضْر و موسى از پدرشان أنَس روايت كرده‌اند كه : إنَّهُ أمَرَهُمَا بِكِتَابَةِ الْحَدِيثِ وَ الآثَارِ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه و آله وَ تَعَلُّمِهَا . وَ قَالَ أنَسٌ : كُنَّا لَا نَعُدُّ عِلْمَ مَنْ لَمْ يَكْتُبْ عِلْمَهُ عِلْماً . « 3 » « او آن دو را به نوشتن حديث و آثار از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و تعلّم آنها امر مىكرد . و انس گفته است : رويّه و سيرهء ما بر آن بود كه : علم كسى را كه علمش را نمىنوشت علم به شمار نمىآورديم . » خطيب بعد از ذكر هفت روايت ديگر از أنس ، و يك روايت از أبُو امامَة باهِلى
هامش
( 1 ) صَكّ با تشديد كاف به معنى نوشته است و امروزه فارسى زبانان بدان چكّ مىگويند . در « نهايهء » ابن اثير ج 3 ص 43 گويد : در حديث أبوهريره وارد است كه به مروان گفت : أحْلَلْتَ بَيْعَ الصِّكَاكِ . و آن جمع صَكّ مىباشد كه به معنى كتاب است و اين بدان جهت بود كه امراء براى مردم آنچه را كه از عطايا و ارزاق بدانها مىدادند در روى چيزى مىنوشتند و آن نوشته را كه در حقيقت سند بود مىدادند ، و مردم به واسطهء نياز قبل از آنكه آن عطايا را أخذ كنند مىفروختند . و صَكّ را به مشترى مىدادند براى آنكه برود و در وقت سر رسيد قبض كند . مردم از اين عمل منع شدند به واسطهء آنكه بَيْع مَا لَمْ يُقْبَض بود . ( 2 ) « تقييد العلم » ، ص 95 و ص 96 . ( 3 ) « تقييد العلم » ، ص 95 و ص 96 .