روايتى دارد مبنى بر آنكه صحابهء رسول اكرم در زمان حضرت عادتشان بر اين بود كه جميع مسموعات خود را از پيامبر مىنوشتهاند .
وى با سند متّصل خود روايت مىنمايد از عبدالله بن عمرو كه گفت : من با جماعتى كه از همهء آنها خردتر بودم به حضور پيغمبر صلَّى الله عليه و آله آمديم پس شنيدم پيامبر مىفرمود : مَنْ كَذَبَ عَلَىَّ « كسى كه بر من دروغ ببندد » و اسحق راوى روايت مىگويد : و من گمان داشتم كه گفت مُتَعَمِّداً « از روى تَعَمُّد » « فَلْيَتَبَوَّأ مَقْعَدَهُ » « بايد نشيمنگاهش را ( در آتش ) تهيّه ببيند . »
من رو كردم به رفيقم و گفتم : كَيْفَ تَجْتَرُونَ عَلَى الْحَدِيثِ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه و آله وَ قَدْ سَمِعْتُمْ مَا قَالَ ؟ !
قَالُوا : يَا بْنَ اخْتِنَا ! إنَّا لَمْ نَسْمَعْ مِنْهُ شَيْئاً إلَّا وَ هُوَ عِنْدَنَا فِى كِتَابِ « 1 »
« چگونه شما جرأت داريد در اين صورت كه پيامبر اين طور فرمود ، از وى چيزى را حديث كنيد ؟ !
ايشان به او پاسخ دادند : اى خواهر زادهء ما ! ما چيزى را از پيامبر نشنيدهايم مگر آنكه آن را در نزد خود در كتابى مضبوط داشتهايم ! »
خطيب همين مضمون را با سند ديگر نيز ذكر كرده است و در آن وارد است : مَنْ كَذَبَ عَلَىَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ « 2 » .
خطيب أيضاً پس از آنكه اثبات مىكند كه كتابت در نزد بعضى از صحابه و تابعين بوده است و ايشان به سخن آنان كه امَّت را از آن منع نمودند گوش فرا نداشتند و فصلى را در روايت و كتابت تابعين گشوده است در تحت عنوان « روايت از طبقات ديگر از تابعين دربارهء كتابت » با سند متّصل خود روايت مىكند از
هامش
( 1 و 2 ) « تقييد العلم » ، ص 98 . و عالم بصير مصرى : شيخ محمود أبوريّه در كتاب « أضواء على السّنة المحمّديّة » ، طبع دوّم ص 60 بيان مشروح و مفصّلى دارد مبنى بر آنكه در روايات دستهء اوّل كه از كبار صحابه نقل شده است كلمهء متعمّداً وارد نيست . اين كلمهء را به تدريج داخل كردهاند براى آنكه جلوى دروغهاى خود را نسبت به پيغمبر بگيرند .