تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
به زودى ( پس از مرگ مأمون ) به ولىّ امر و امام امَّت بازگشت خواهد كرد . و فريادها و هيجانهاى علويّين فرو نشست ، و دلهاى مُواليانشان از قائدين و وزراء ( فرماندهان لشكرها و وزيران ) آرام گرفت مگر اهل رأى و سياست كه براى آنان اين خدعهء مرموز ، نگرانى مىآفريد . امام رضا عليه السّلام مأمون را از نظريّهء كيدآفرين و فتنه خيزش بدين بيعت خبر داد . مأمون به خشم آمد و گفت : مَا زِلْتَ تُقَابِلُنِى بِمَا أكْرَهُ . « پيوسته تو موجب آزار و رنجش مرا فراهم مىكنى ! » بر مرد باهوش و زيرك از ارباب سياست آن نقشهء كيدآفرين و مكرآگين در آن روز پنهان نيست ، تا چه رسد به امام رضا ؟ ! اما عامّهء مردم از حقيقت آن تدبير و مكر بى اطّلاع هستند ، و چون فوران انقلاب و ثورة آنان فروكش كند ، مرد زعيم منتقم و نهضت دهنده ، با چه كسى قيام نمايد ؟ ! بالجمله چون خبر ولايت عهد امام رضا عليه السّلام به عباسيّين در بغداد رسيد ، از كار مأمون رنجيده شدند چون از نتيجه و مقصد واقعى مأمون مطّلع نبودند . لهذا به جهت خلع بيعت با او ، و بيعت با عمويش : ابراهيم بن مهدى كه به نوازندگى و غناء شهرت بسزائى داشت اجتماع نمودند . هنگامى كه مأمون با كيد و مكر و خورانيدن سمّ به امام رضا عليه السّلام به مراد خويشتن فائق آمد ، به بنى عبّاس در بغداد نوشت : إنَّ الَّذِى أنْكَرْتُمُوهُ مِنْ أمْرِ عَلِىِّ بْنِ موسَى قَدْ زَالَ وَ إنَّ الرَّجُلَ قَدْ مَاتَ . « آنچه را كه شما از امر ولايتعهد على بن موسى ناپسند مىدانستيد از ميان برداشته شد ، و آن مرد بمرد ! » « 1 »
هامش
( 1 ) طبرى در « تاريخ الامم و الملوك » از طبع دار المعارف مصر ، ج 8 ص 564 تا ص 568 و ابن اثير در « الكامل فى التاريخ » طبع ادارة الطّباعة المنيريّة ج 5 ص 191 تا ص 193 و ابن كثير در « البداية و النهاية » ج 10 ص 248 تا ص 250 در حوادث سنهء 202 و 203 ذكر نموده‌اند كه : حضرت على بن موسى عليهما السّلام به مأمون خبر داد كه از هنگامى كه برادرش محمد كشته شده است