تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
را از دار هجرت رسول الله ( مدينهء طيّبه ) به نزد فرعون زمانش بدون جرم و جنايتى كشاندند ، غير از اين جرم كه وى صاحب خلافت و امامت حقَّه بوده است . يك بار او را با پدرش امام باقر عليه السّلام به شام در ايّام بنى مروان بردند ، و چند بار به عراق در ايّام بنى عباس كشانيدند : ايَّام بنى أعمام خودش : يك بار در عصر سَفَّاح به حِيرَه و سه بار در ايّام منصور به حِيرَه ، و به كوفه ، و به بغداد . و بهترين ايّامى كه بر شيعه سپرى گرديد ، آن عصرى بود كه در زمان آن حضرت در ميان ، فَتْرَتى روى داد كه در اواخر دولت بنى مروان و اوائل دولت بنى عباس اتّفاق افتاد . چرا كه در آن فترت مروانيّين به قتال و كشتار با يكدگر ، و به از دست دادن شهرها و شكستن قدرت مدائن از دستشان گرفتار بوده‌اند ، و عباسيّين به پاك كردن شهرها از آنان گاهى ، و گاه دگر به برقرارى أمن از مروانيان اشتغال داشتند . شيعه اين فرصت را مغتنم شمرد - و بهترين اوقات انسان همين فرصتها است - تا آنكه از مناهل علم و عرفان حضرت آبيارى و سيراب گردد . بنابراين از هر ناحيه و جهتى براى أخذ احكام و معارف دين از وى شدِّ رَحال نموده ، قافله‌ها در حركت آمدند . و همانطور كه كتب شيعه بدان گواه است در هر علمى و فنّى از آن حضرت روايت حديث شده است ، و تنها گروه شيعه اقتصار بر روايت از او ننموده‌اند ، بلكه ساير فرق نيز روايت حديث از وى نموده‌اند به طورى كه كتب حديث و رجال از شيعه و غيرهم از اين حقيقت پرده مىگشايد . ابن عُقْدَه ، و شيخ طوسى - طاب ثراه - در كتاب « رجال » خود ، و محقّق رحمةالله در « مُعْتَبَر » و غير ايشان جميع راويان از حضرت را چه از شيعه و چه از غير شيعه چهار هزار نفر إحصاء نموده‌اند . أكثر اصول أربعمأة از آن حضرت روايت شده است . اين اصول ، اساس و بنيان