سير علوم و تاريخ شيعه در عصر امام محمد باقر عليه السّلام
آية الله حاج شيخ محمّد حسين مظفّر - أعلى الله درجته السَّامية - در كتاب « تاريخ الشِّيعة » گويد : شيعه در زمان حضرت امام محمد باقر عليه السّلام « 1 » از ناحيهء بنى اميّه در تنگى و ضيق شديد نبود به مثابهء ضيق و تنگنائى كه پيش از عصر آن حضرت در
هامش
- سيوطى از اين عمل وى رنجيده و با پناه و رجوع به خدا چارهجوئى مىكند . )
- [ 2 ] در « أقرب الموارد » در مادّهء ق و د آورده است : ( اسْتَقَادَ ) له استقادةً : أعطاه مُقَادَتَه و - زيدٌ الاميرَ : سَأله أن يُقيدَ القاتلَ بالقتيل ، و - ذَلَّ و خَضَعَ . ( اسْتَقَادَ ) فلانٌ الاميرَ من القاتل فأقَادَهُ منه : أى طلب منه أن يَقْتُلَه فَفَعَلَ . -
- [ 3 ] واعظى بود در طهران در عصر طفوليَّت تا ريعان شباب حقير به نام حاج ميرزا عبدالله واعظ سبوحى طهرانى . مردى در نهايت تقوى و زهد ، و در غايت فهم و درايت و علم ، به تفسير و اخبار وارد بود ، فلسفه و حكمت را مىدانست . در فصاحت و بلاغت بى نظير ، جَهُورىّ الصّوت ، و در فن خطابه و كيفيّت ورود و خروج مطلب ، و گريز زدن در پايان منبر به قضيّه كربلا اعجاز مىنمود . در ماههاى رمضان در مسجد سپهسالار جديد در شبستان چهل ستون منبر مىرفت و از اعتقادات و بالاخصّ مباحث معاد مطالب بكر و زنده و بسيار شيرين داشت . بسيار مرد غيور و دين دوست و حرّ و آزادمنش بود . وى در زمان خود سر دسته و رئيس اهل منبر به شمار مىرفت . حقير بسيار به او علاقمند بودم و در شهور رمضان براى ادراك فيض از بياناتش در پاى منبر او حاضر مىشدم با آنكه در آن وقت بچه مدرسه بودم . هنوز طنين فرياد و صداهاى او در صحن مدرسه و مسجد سپهسالار كه در خصوص ايام عزا در آنجا منبر مىرفت و در روى آخرين پلهء منبر كه شايد هفتمين پله بود مىايستاد و عمامه را از سر بر مىداشت و عبا را از دوش مىافكند ، و دو آستين لبَّاده را تا بازو بالا مىزد در گوش حقير رفت و آمد دارد . اين بيت عربى را كه در اينجا شاهد آوردم از اشعار بالا منبر اوست كه به خاطرم مانده است . چندين سال مريض بود ، و در اوقاتى كه حقير در نجف اشرف بودم يعنى پس از سنهء 1370 هجريّهء قمريّه رحلت نمود . رحمة الله عليه رحمةً واسعةً . -
( 1 ) آن حضرت سلام الله عليه در مدينهء منوّره سنهء 57 از هجرت تولد يافت ، و در واقعهء كربلا چهار ساله بود ، و به دست هشام بن عبد الملك با تصدّى عامل خود در مدينه در هفتم از شهر ذىالحجه الحرام سنهء 114 و يا 117 با القاء سمّ شهيد گرديد و در قبرستان بقيع با عمويش و پدرش مدفون شد .