على و كسانى كه او را مخذول گذارده بودند ، و همگى ايشان را كشت ، و امر كرد تا حسينىها كه شيعيان بودند در كوچههاى شهر كوفه شبانه بگردند و دور بزنند و بگويند : يَا لَثارَاتِ الْحُسَيْن ! « 1 » « اى خونخواهان حسين ، به فرياد رسيد ! »
و أبوالفداء در حوادث سال 66 از ج 1 ص 194 گويد : در اين سال مختار در كوفه خروج نمود و طلب خون امام حسين را كرد و جمع كثيرى به دور او مجتمع گرديدند و بر شهر كوفه استيلا يافت و مردم با وى براساس عمل به كتاب خدا و سنَّت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و طلب خون اهل البيت بيعت نمودند . در اين هنگام مختار براى خونخواهى از قَتَلهء امام حسين مُصَمَّم گرديد .
و نظير اين مطلب را از مختار ، بسيارى از ارباب تواريخ ذكر كردهاند ، و سبب قيامش را خونخواهى شمردهاند .
و شايد اين هدف شريف از نهضت او موجب بغض و كينهء او در دل پيشينيان گرديده است تا احاديثى را در قَدْح و ذَمِّ او جعل نمايند ، و در مذهب و نظريّه ، به او هر گونه امر شنيع را نسبت دهند .
بارى ، مختار هيچ گناهى ندارد مگر آنكه زمين را از گروهى كه محاربهء آنان با خدا و رسول خدا و اسلام به واسطهء جنگشان با سبط شهيد بوده و جرأت بر ريختن خون او كردهاند پاك نموده است ، و براى انتقام از اهل بيت قيام نموده است . چگونه براى آنان سست به نظر مىآيد كسى كه براى حقّ اهل البيت به دفاع و انتقام قيام نمايد ؟ ! سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ غُفْرَانَكَ ! آيا اين معنى انصاف و عدل انسان است ؟ !
عبدالله بن زُبَير در مكَّه ظهور كرد ، و نه سال در جزيرة العرب امارت و حكومت
هامش
( 1 ) در « أقرب الموارد » ، در مادهء ثَأرَ آورده است : ثَارَ القتيلَ و بالقتيل ثَأْراً : طلب دَمَه و - قتل قاتله ، و عليه قول عبيد بن الأبرص : اذا قُتِلْتُ فلا تركَبْ لتَثْأرَ بى - و إن مرضتُ فلا تَحْسَبْك عُوَّادى تا آنكه گويد : يا ثَأرَات فلانٍ ، اى قَتَلَةَ فلان . يا للثأْرَاثِ لفظة تستعمل عند طلب الثَّار و اللّام فيه للاستغاثة .