تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
نيّت بى شائبهء او گرد و چرك اشكال بپاشند ، آن هدفى كه مختار را بر آن انتقام راستين برانگيخت ، و آن فقط خونخواهى از قاتلان و شريكان در دم سيّد الشّهداء عليه السّلام بود . پينه و وصلهء اشكال آنها گهى از اين قرار است كه : او از اين عمل قصد داشت براى عرب كه قاتلان امام حسين بودند ، ننگ و عار و زشتى را ثابت كند . اين اشكال غلط است . گويا خود مختار از عرب نبوده است ، تا آنكه در فرصت انتقام از اسلام و عرب ، به سر مىبرده است ؟ ! ( مختار پسر أبوعبيده ، از طائفهء بنى ثقيف از أعراب اصيل شهر طائف بوده است . ) و گهى اشكال مىنمايند كه : او با اين نهضت خويشتن ، داعيهء زعامت و رياست داشته است . و من نمىدانم : در اين صورت ، چرا به دنبال قَتَله رفت و بيخ و بنيادشان را بركند ؟ چرا اكتفا به كشتن مقدارى از ايشان ننمود ؟ ! و با انضمام بقيّهء قاتلين به سپاه خود كه اين سياست حكومت و امارت و فرماندهى است ، تأمين مقصود و هدف خود را نكرد ؟ ! زيرا ! استقصاء و پيگيرى از جميع قاتلين ، در دلهاى خونخواهانش ، حِقد و كينه‌اى شعله ور مىسازد تا آنكه عند الفرصه بر او يورش برند . طالب رياست ، همچون معاويه مىباشد كه نهضت خود را در جنگ با أميرالمؤمنين عليه السّلام در لباس خونخواهى از عثمان مُمَوَّه و مُشَوَّه ساخت . و همين كه رياست به دو رسيد و زمام امارت و حكومت به او سپرده شد ، متعرّض احدى از قاتلين عثمان نگرديد و براى ايشان بدى نخواست ، و چنان چشم پوشى متجاهلانه نمود كه گويا ابداً آن جنگ مداوم و شديد خونين از براى طلب خون عثمان نبوده است ! تا حدّى كه چون دختر عثمان از او مطالبهء خون عثمان از قاتلين را نمود ، وى از دختر عثمان اعتذار جست . اگر مختار در اين جهش و هجومش داراى نيّت درستى نبود ، بسيارى از مورّخين نهضت و شعار او را طَلَبِ ثار ( خونخواهى ) محسوب نمىداشتند . اين ابن عَبد رَبِّه است كه در « العِقد الفَريد » ( ج 2 ص 230 ) مىگويد : چون مختار ، ابن مرجَانَه و عُمَر بن سَعد را كشت ، شروع كرد به پيگيرى و تعقيب قتلهء حسين بن