تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
گوهرانِ خزينهء خود را قربان ننمود مگر براى اين منظور . و اينك مىدانم كه : تو واقف و خبير مىباشى به آنكه اين قربانى از وى به ثمر رسيد و آن دعوت از عامّهء مردم به منصّهء ظهور نشست . و اگر هيچ فائده و ثمرى بر آن مترتّب نمىگشت مگر انعطاف افكار و نفوس مردم بر آن فاجعهء واردهء بر آن صريع جور و قتيل مظلوم ، و بغضشان بر عليه كسى كه بدين فعل شنيع دست آلوده كرده است ، همين بس بود كه پاداشى باشد كه اشفاق و ترحّم بر مظلوم ايجاب مىكند گرچه از غير أبناء آئين و دين او بوده باشند و بر شَنَان و عداوت بر ظالم گرچه از قوم خويشان و همكيشان و هم مذهبان خود او بوده باشند . و بدين لحاظ است كه مىنگرى ساير امَّتها و اگرچه مسلمان هم نيستند بر اين فداكارى و تضحيه ، عطف نظر نموده و اين شجاعت و شير مردى و اقدام را از سيّد الشّهداء عليه السّلام تقدير مىكنند . و آن جُرْأت و هتّاكى بر قتلش را در آن احوال و موقعيّات بخصوص ، خِزْى و شناعت و لكّهء ننگى مىشمارند كه عار آن هيچ گاه با مرور سنين و أعوام ، و گذشت ليالى و ايَّام شسته نخواهد گشت . و بناءً عليهذا پيروزى و ظفر در آن شهادت ، به كثرت اولياء و شيعيان او از مسلمين نيست ، و نه به واسطهء بسيارى ياران و پيروان اهل بيت در هر شهر و بلدى كه اسلام بر آن سايه افكنده است ، بلكه بايد نسبت به جميع عالم كه از اين حادثهء مرد شجاع أبىّ النَّفْس حُرّ و آزاد كه شمشير ظلم و عدوان او را بر زمين كوبيده ، اطلاع يافته است سنجيد و با همهء جهان و عالم انسانيّت معيار و اندازه گرفت . به علّت آنكه تاريخ به ايشان نشان نداده است ، و عيان و مشاهده به آنان ننموده است جنگى را كه در آن حقّ و باطل رو به روى هم قرار گرفته باشند ، سپس باطل غلبه يافته و از حق انتقام كشيده باشد انتقامى كه وحوش خرد كننده و درهم شكننده و امَّت‌هاى جاهليّتى كه أبداً دينى را نمىشناسند ، و از عاطفه و يا نظام بوئى به مشامشان نرسيده باشد ، آن را مستنكر و قبيح بشمارند ، تا چه رسد به امَّتى كه خود را منتسب به دين رحمت و عطف و محبّت ، و به دين حق متصل مىداند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 175 | السيد محمد حسين الطهراني