مدت زندگى خود را به گريه بر پدرشان سپرى نمودند . « 1 » هيچ نوع طعامى و نوشيدنى براى ايشان نمىآوردند مگر آنكه به اشكهاى چشمشان ممزوج مىشد ، و بر همين منوال فرزندان امام از آن حضرت بودهاند . بلكه پيوسته مجالس عزا و ماتم را براى گريستن براى آن حضرت منعقد مىساختهاند و شعر رثاء مرثيه خوانان را استماع مىنمودهاند .
و چه بسيار پرده مىآويختند و در پشت آن دختران خاندان رسالت را مىنشاندند تا اثر اندوه و داغ مرثيهها را استماع كنند ، و بر روى زمين افتادگان و شهيدان وقعهء طفّ و بر اسارت عقيلههاى بنى هاشم گريه نمايند . بلكه از اين گذشته ، ترغيب و تشويق مؤمنين بود بر اقامهء ماتم و حزن براى گريستن به جهت آن حادثهء خطيره ، و فاجعهء عظيمه ؛ و بر ترغيب بر زيارت قبر سيّد الشّهداء عليه السّلام گرچه بر چوب باشد ( اشاره به آنكه زيارت مستلزم به دار آويختن آنان مىشد ) .
مؤمنين اين دعوت را لبّيك گفتند ، و از آن پس هميشه مجالس عزا و ماتم بر پا و زيارت حضرت دوام داشت . و بدين جهت در ايَّام بنى اميّه و مقدارى از دولت بنى عبّاس مخصوصاً در عصر متوكّل ، به شيعيان انواع آزار و اذيّت و عقوبت ، واردههائى سخت و مهلك رسيد .
شيعيان در اين امر به قدرى ايستادگى و مقاومت نمودند تا به آرزوى خود رسيدند ، و به طور علنى و آشكارا مجالس ماتم بر پا شد و عَلَناً و آشكارا زيارت آن شهيد مظلوم رائج گرديد و به جائى رسيد كه تو امروز مشاهده مىكنى !
و به طور مدام و مستمر ، أئمّهء اهل البيت امر به نشر دعوت حسينى
هامش
( 1 ) مشهورترين اقوال آن است كه : آن حضرت در ماه محرم الحرام سنهء 95 با خورانيدن سم شهيد شدهاند ، بنا بر اين ، مدّت حياتشان بعد از پدرشان سى و پنج سال بوده است همانطور كه مشهور آن است كه عمر شريفشان در روز شهادت پدرشان بيست و دو سال بوده است . حضرت در پنجم ماه شعبان سنهء 38 هجريّه متولّد ، و با سمّ وليد بن عبد الملك در مدينه شهادت يافتند و در بقيع پشت سر عمويشان حضرت امام مجتبى عليه السّلام دفن شدند .