تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
اين است شأن حقّ و اهل حقّ كه أبداً گذشت ايَّام نمىتواند خطِّ بطلان بر آن بكشد ، و باطل و پيروان باطل را توان و قدرت آن نيست كه آن را بميرانند . و به زينتهاى تو خالى و مُشَوَّه دنيا و اربابان آن گول نمىخورد مگر كسى كه خدا را فراموش كند ، و خداوند هم نام و ذكر او را از ميان بر مىدارد و به فراموشى مىاندازد . كجا اميَّه و أنصار اميَّه مىتوانند بر حقّ ، بلندى و تطاول گيرند ، و وجود خارجى و شخص كريم واقعى وى را از صفحهء وجود براندازند ؟ ! « 1 » صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ يَا أبَا عَبْدِ اللهِ وَ عَلَى الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ .

سير علوم و تاريخ شيعه در عصر امام زين العابدين عليه السّلام

دَأب و ديدن اهل بيت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بعد از حادثهء كربلا ، نشر و انتشار وقايع و قضاياى وارده به كشتگان طفّ بود ، و به آنچه از دهشت و فزع و غارت و ضرب و كتك و اسارت بوده است . بدين طريق كه حضرت امام زين العابدين عليه السّلام تمام
هامش
مزبله دانى در آمده است ، ولى به عيان نديده بودم تا در سنهء 1392 هجريّهء قمريه كه از راه دمشق براى بار سوم به حج بيت الله الحرام مىرفتم و توقّف در آن شهر يك هفته طول كشيد روزى ميل پيدا شد تا بالعيان اين مزبله را مشاهده كنم . لهذا با دو نفر ميزبان گرامى خود : آقايان حاج أبوعلى عبد الجليل مُحْيى و حاج أبوموسى جعفر مُحْيى - طَوَّل الله عمرهما - براى تماشا و عبرت بر سر قبر او رفتيم ، آنها هم چندان مايل نبودند زيرا مىگفتند : ديدن شما از قبر ، شايد موجب ترويج باطل باشد ولى من گفتم : در وقتى مىرويم كه حتّى احدى در آن نواحى نباشد لهذا بين الطّلوعين را اختيار و در معيّت ايشان بر سر قبر پر عذاب وى رفتيم . زنى در گوشهء حياط كثيف و آلودهء آن كه نگهبان آنجا بود و مشغول شستن رخت بود ، شروع كرد به فحشهاى غليظ و سبّ و لعن أكيد بر معاويه و يزيد ، و صلوات و تحيّات بر اهل بيت فرستادن . رفقاى ما گفتند : اين زن هم از همان تابعين اموى شام است ولى براى دريافت وجهى از واردين شروع مىكند به لعنت بر بنى اميّه تا از ايشان پولى دريافت كند و ما هم البته او را در ازاى اين لعنتها محروم نگذاشتيم ! اما قبر معاويه كه در كنار آن حياط قرار داشت به قدرى كثيف و آلوده بود كه حقّاً موجب عبرت بود . خفّاشها در تمام سوراخهاى ديوار لانه ساخته و حتّى روى قبر او از فضلات آنها مقدارى بسيار ريخته شده بود . ( 1 ) « تاريخ الشِّيعة » مظفّر ص 27 تا ص 30 .