تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
به اضافهء آنكه اين انتقام از كسى به عمل آمده است كه دعوت مىكند آنان را تا بدين دين و احكام آن عمل نمايند . و آنان همچنين معتقدند كه در زير سايهء رواق آن دين نشسته‌اند و بهره ور هستند ، و معترفند كه آن شهيد قتيل ، خودش داعيهء حقّ و پسر صاحب شريعت مىباشد . چون عبيدالله بن زياد داخل كوفه شد و بر مسلم بن عقيل مظفّر آمد - مُسْلِمى كه رسول حسين عليه السّلام و دعوت كننده از جانب او بود - شروع كرد به گرفتن كسانى كه گمان وَلاء أميرالمؤمنين عليه السّلام دربارهء آنها مىرفت ، و افرادى را كه متّهم به تشيّع بودند حبس نمود تا به جائى كه جميع زندانها از آنان پر شد از ترس آنكه مبادا در پنهانى به طور آهسته آهسته براى نصرت امام حسين عليه السّلام از كوفه بدر روند . و همين امر موجب آن است كه با وجود كثرت شيعيان على در كوفه ، انصار سيّد الشّهداء عليه السّلام در كربلا قليل بوده‌اند . و به طورى كه گفته شده است : در محبس او دوازده هزار شيعه بوده است ، و چه بسيار از مردان سرشناس و رجال زعيم و موجَّه در ميانشان بوده است ، أمثال مختار ، و سليمان بن صُرَد خُزاعى ، و مُسَيِّب بن نَجَبَه ، و رِفَاعَة بن شَدَّاد ، و ابراهيم بن مالك الأشتَر . و به مجرّد آنكه ايشان پس از واقعهء كربلا از زندان وى خارج شدند ، چهار هزار نفر از ايشان به رياست سليمان بن صُرَد نهضت كردند ، و آمدند بر كنار قبر امام حسين عليه السّلام و نداى كشته شدن او را سر دادند ، و بر او گريستند و با كمال شدّت با امَويين محاربه كردند تا آنكه اكثرشان هلاك شدند ، و مع‌ذلك از مقاومت در برابر آنها دست بر نداشتند تا آنكه مختار در كوفه ظهور نمود ، و به وى ملحق شدند . ابن زياد جماعتى از شيعيان را به دار آويخت كه در طليعهء آنان عبد صالح مَيْثَم تَمَّار « 1 » بوده است . عبيدالله امر كرد تا دو دست و دو پاى وى را قطع كردند ، و او به
هامش
( 1 ) شيخ محمّد حسين مظفّر گويد : من احوال و علوم ميثم را در رساله‌اى گرد آورده‌ام كه در مطابع نجف به طبع رسيده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 176 | السيد محمد حسين الطهراني