افزوده مىشد تا زمان عبيد الله بن زياد قاتل حسين عليه السّلام . »
شما در اين عبارات مذكوره از امام باقر عليه السّلام بنگريد - اين امام صادق امين - كه چگونه با لحنى دردناك براى ما توضيح مىدهد آنچه را كه برايشان و بر شيعيان ايشان واقع شده است از انواع بلاها و عظمت گرفتاريها و مصائب در أيّام ابن زياد و پيشتر از آن همانطور كه براى ما بيان مىكند آنچه را كه بعد از آن عصر به وقوع پيوسته است . و تاريخ بهترين گواه گفتار اوست .
قيام مختار و مدح او
هنگامى كه يزيد با شتاب به هلاك رسيد ، و حكومت امويِّين پس از وى چند روزى متزلزل گرديد ، شيعه در كوفه در جستجوى زعيمى بود تا ايشان را گرد آورد و سر و سامان بخشد ، و خشم و غيظ دلهايشان را شفا دهد . چندى در اين انتظار بيش به سر نبردند كه مختار همچون شير ژيان بعد از كمين طويل و انتهاز فرصت مديد ، بر امويان جهيد . شيعه گرداگرد او را گرفتند و تحت ركابش به راه افتادند .
مختار ، رياست لشكر خود را به ابراهيم بن مالك اشتر سپرد ، و به سپاه شام هجوم كرد و با بدترين وضعيّتى ، آنان را شكست داده ، پاره پاره نمود ، و قائد سپاه شام را كه عبيد الله بن زياد بود بكشت .
و اين آرزوى همگى شيعيان و آرزوى أهل البيت بود تا وى كشته گردد . و رأس وى را به نزد حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرستاد . حضرت سجدهء شكر براى خدا بجا آوردند ، و در اين وقت بود كه بانوان هاشميّه لباسهاى حزن كه براى امام حسين عليه السّلام بر تن كرده بودند بيرون آوردند . « 1 »
هامش
( 1 ) مرحوم محدّث قمى در كتاب « تتمّة المنتهى فى وقايع أيّام الخلفاء » ( جلد سوم « منتهى الآمال » ) ، طبع سوم سنهء 1397 هجريّهء قمريّه ، در ص 85 و ص 86 آورده است : در اوائل سلطنت عبد الملك بن مروان سنهء 65 شيعيان كوفه به حركت درآمدند و با هم ملاقات مىكردند و همديگر را ملامت و سرزنش مىكردند كه چرا يارى امام حسين عليه السلام نكرديد و او را اجابت ننموديد ؟ ! و گفتند : خذلان ما آن جناب را آلايش و عارى است كه به هيچ آب شسته نشود جز آنكه به انتقام خون آن حضرت كشندگان او را بكشيم يا ما نيز كشته شويم . پس پنج نفر را