تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مردم را به ولاءِ مُرْتَضى على عَلَناً دعوت كند و گرداگرد خانه‌هاى مدينه بگردد و فرياد برآورد : أدِّبُوا أوْلَادَكُمْ عَلَى حُبِّ عَلِىِّ بْنِ أَبِى طَالِبٍ ! وَ مَنْ أبَى فَانْظُرُوا فِى شَأنِ امِّهِ ! « فرزندانتان را براساس محبّت على بن أبيطالب تأديب كنيد . و كسى كه امتناع و إبا ورزد ، پس بنگريد در احوال مادرش ! » كه آن طفل را از زنا زائيده است ، و حلال زاده إباء از حبّ على مرتضى ندارد . و بر نَهْج و مِنْوال أبوذر ، جابر بن عبدالله أنصارى عمل مىنمود و دعوت مىكرد . آن وقت ، هنگامى بود كه ابوذرّ و غير او استطاعت و توان انكار مُنْكَر ، و نهى از فساد در زمين را داشتند . و همين نهى از منكر و جلوگيرى از فساد وى باعث شد كه او را به شام تبعيد كنند . امَّا أبوذر در شام هم بر همان سيره و منهج خود باقى بود ، و وعد و وعيد او را از خِطِّه و مرزش باز نداشت ، لهذا فرياد أبوذر در شام أثر نيكوئى به جاى گذاشت ، و معاويه ترسيد از آنكه شام را بر عليه او واژگون نمايد . و اگر أبوذر بر فريادش ادامه دهد تمام آرزوها و آمالش هَدَر رود . و لهذا او را بر روى خَشِن‌ترين مركبى سوار ، و با شتابى هر چه تمام‌تر به مدينه بازگردانيدند ، با وجود آنكه ابوذر پيرمردى ضعيف القُوَى بود ، و در اثر سرعت سير ، گوشتهاى دو ران وى بريخت . عثمان چون حيله‌اى را بر سكوت او از تبعيد ، يا وعده به مال ، يا سركوبى و سرزنش دربارهء او مفيد نيافت ، او را به رَبَذَه - خانه و وطنش قبل از اسلام - تبعيد كرد تا از گرسنگى بمرد « 1 » اللهُ أكْبَرُ ! ببين گفتار حق با انسان چه مىكند ؟ ! و در پى آمد و نتيجهء امر به معروف و نهى از منكر چه بر سرش وارد مىسازد ؟ ! شگفتى نيست ، زيرا كسى كه مىخواهد در راه خدا از ملامت هيچ ملامت
هامش
( 1 ) أحوال أبو ذر و مصائب وارده به او را جميع مورّخين ذكر كرده‌اند ، و اگر مىخواهى به مقدارى از آن اطّلاع بيابى به « شرح نهج البلاغة » ابن أبى الحديد ، ج 2 ص 376 مراجعه كن !