تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
استشاره و مشورت بوده است . آن حضرت هم با وجود گسترش علم و درايت ، طبعاً و عقلًا امكان ندارد زير بار كوته فهمى ، و كوچك‌نگرى آنان برود . لهذا بايد بيل و كلنگ دست بگيرد ، و مدّت بيست و پنج سال زراعت كند ، و نخلستان ببار آورد ، و قنات جارى كند . حالا تازه ايشان گله‌مندند كه : چرا على به جنگ نمىرود ؟ ! چرا حاضر نمىشود ما بر سر او پرچم نَبَرْدى ببنديم ، و او هم مانند ساير سرلشگران همچون سعد وقّاص و خالد بن وليد برود و بكشد و بكوبد و فتح كند ، و مانند زمان رسول خدا به زمين مسلمين توسعه دهد ؟ ! چرا على در مسافرت ما به شام در ركاب ما حاضر نشد بيايد ؟ ! افٍّ لَكُمْ وَ لِمَا تَقُولُونَ وَ تَتَوَهَّمُونَ وَ مَا تَصِيرُونَ إلَيْهِ وَ تَزْعُمُونَ ! ! ! آخر عقاب بلند پرواز را چه مناسبت كه تحت فرمان زاغ و زغن درآيد ؟ ! حالا شما بال و پرش را شكسته‌ايد ، ولى بالأخره او عقاب است ، نه به دنياى شما نيازمند است نه به امارت بر شما ! او عقاب است ، و شير بيشهء علم و حلم و فهم و تمكين است . چگونه در تحت فرمان و زير امر و نهى شما قرار گيرد ؟ ! لهذا أمير المؤمنين - عليه و على أولاده و أبنائه الطّيّبين أفضل السّلام و الصّلاة من الْحَىِّ القَيُّوم ربِّ العالمين - مردم چشم تنگ را به حال خود گذارد ، و خود با شيعه‌اش ، به تفسير و تدوين اشتغال يافت و سنَّت رسول الله را براى امَّت و آيندگان نوشت و تدوين فرمود . آنها هم مَسْت بادهء نَخْوَت و غرور ، به ظاهرى از اسلام قانع گشتند ، و خود را بر فراز ماه و مهر پنداشتند . امَّا اين كجا و آن كجا ؟ !
نه هر كه چهره برافروخت دلبرى داند * نه هر كه آينه سازد سكندرى داند نه هر كه طَرْف كُلَه كج نهاد و تند نشست * كلاهدارى و آئين سرورى داند هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هر كه سر بتراشد قلندرى داند
امام شناسى (فارسى) — صفحة 153 | السيد محمد حسين الطهراني