لِوُلْدِهِ بِالإمَامَةِ ، وَ لِشِيعَتِهِ بِالْجَنَّةِ . « 1 »
« فرمود : در همين زمان قريب ، جبرائيل عليه السّلام نزد من آمد و گفت : شما نگين انگشترى خود را عقيق كنيد ! زيرا آن اوَّلين سنگى است كه براى خدا به وحدانيّت ، و براى من به نبوّت ، و براى على به وصيّت ، و براى أولادش به امامت ، و براى شيعيانش به بهشت گواهى داده است ! »
و از اين احاديث و مشابه آن كه بسيار است استفاده مىشود كه : خود صاحب شريعت كلمهء شيعه را دربارهء مواليان و پيروان عترت او و آل او استعمال كرده است . از آن روز چون اين لفظ را به كار مىبردند معنى مُواليان أميرالمؤمنين و فرزندانش عليهم السَّلام به ذهن مىآمده است .
دعوت به تشيّع حضرت ابوالحسن عليه السّلام دوش به دوش با دعوت به رسالت پيغمبر ، و مقرون با شهادتين بوده است . و از همين جاست كه أبوذرِّ غِفارى كه چهارمين و يا ششمين « 2 » مسلمان مىباشد ، شيعهء على به حساب مىآيد .
گفتار محمد كرد على در وجود شيعه در زمان پيامبر صلَّى الله عليه و آله
محمد كُرْدْعلى در كتاب خود ( خِطَطُ الشَّام ج 5 ، ص 251 تا ص 256 ) ما را از رنج و تعب استدلال بر اين مهم و مقصود ، كفايت نموده است .
او مىگويد : در عصر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله جماعتى از صحابه به موالات على شناخته شده بودند ، مانند سلمان فارسى گويندهء اين سخن : بَايَعْنَا رَسُولَ اللهِ عَلَى النُّصْحِ لِلْمُسْلِمِينَ وَ الائْتِمَامِ بِعَلِىِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ وَ الْمُوَالَاةِ لَهُ .
« ما با رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلّم بيعت كرديم به شرط آنكه نصيحت و خيرخواهى در امر مسلمين ، و اقتدا به على بن أبى طالب ، و موالات وى را مراعات نمائيم ! »
و مثل أبوسعيد خُدرى گويندهء اين سخن : أُمِرَ النَّاسُ بِخَمْسٍ ، فَعَمِلُوا بِأرْبَعٍ وَ تَرَكُوا وَاحِدَةً . وَ لَمَّا سُئِلَ عَنِ الارْبَعِ قَالَ : الصَّلَاةُ وَ الزَّكَاةُ وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْحَجُّ .
قِيلَ : فَمَا الْوَاحِدَةُ الَّتِى تَرَكُوهَا ؟ ! قَالَ : وِلَايَةُ عَلِىِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ !
هامش
( 1 ) « تاريخ الشِّيعة » ، شيخ محمّد حسين مظفّر ، ص 7 .
( 2 ) استيعاب .