تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
قِيلَ لَهُ : وَ إنَّهَا لَمَفْرُوضَةٌ مَعَهُنَّ ؟ ! قَالَ : نَعَمْ ! هِىَ مَفْرُوضَةٌ مَعَهُنَّ . « مردم را به پنج چيز امر كرده‌اند تا بجا بياورند . آنان چهار تاى از آن را بجاى آوردند و يكى را ترك نمودند . و چون از وى پرسيده شد كه : آن چهار كدام است ؟ ! گفت : نماز و زكات و روزهء ماه رمضان و حج ! گفته شد : آن يك امر كه آن را ترك نموده‌اند كدام است ؟ ! گفت : ولايت على بن أبى طالب . به او گفته شد : آيا اين هم با آنها واجب است ؟ ! گفت : آرى ! اين هم با آنها واجب مىباشد ! » و مثل أبوذرّ غفارى ، و عمّار بن ياسر ، و حُذَيفة بن اليَمَان ، و ذِى الشَّهادتين : خُزَيْمة بن ثابِت ، و أبو أيُّوب انصارى ، و خالد بن سعيد بن العاص ، و قَيْس بن سعد بن عُبَاده . و اما آنچه را كه بعضى از نويسندگان قائل شده‌اند كه : مذهب تشيّع از بدعتهاى عبدالله بن سبا معروف به ابن سَوْدَاء مىباشد اين سخنى است غلط ، و ناشى از قلّت معرفت به حقيقت مذهبشان . كسى كه بر موقعيّت اين مرد نزد شيعه آگاه باشد ، و برائتشان را از او ، و از أقوال او و اعمال او بداند ، و بر طَعن و دقِّ علمائشان بدون هيچ خلافى بر او مطّلع گردد ، مقدار درستى و نادرستى اين سخن را در مىيابد . بدون هيچ شكّ و ترديد ، اوَّلين ظهور شيعه در حجاز : بلد تشيّع بوده است و در دمشق هم عهد تشيّع به قرن اوّل از هجرت بازگشت مىكند . محمد كردعلى نه شيعه است ، و نه از ياران و أنصار شيعه ، جز آنكه ديده است : از امانت مىباشد كه اين حقيقت را روشن و بدون شوب آن به غرض و بدون آنكه به گرايشهاى مذهبى كه حقًّا حق را ضايع و چهرهء حقيقت را مُشَوَّه مىدارد ، اتّكاء و اعتماد كند بيان كند و اظهار نمايد . بنابراين كردعلى با اين سخن مختصر و استدلالش بر نبوغ تشيّع در عصر