سپس مىگويد : أقْمَحَهُ الْغُلُّ : إذَا تَرَكَ رَأسَهُ مَرْفُوعاً مِنْ ضِيقِهِ . وَ مِنْهُ قَوْلُهُ تَعَالَى :
إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ .
« 1 »
،
« 2 »
« معنى اينكه مىگوئيم : غُل او را إقْماح كرد ، آن است كه طورى غُل بر او زده شده است كه از تنگى آن سر او را به بالا كشيده است . و از همين قبيل است گفتار خداوند تعالى : حَقّاً ما بر گردنهايشان غُلّهائى قرار مىدهيم تا آن غُلّها به چانههايشان برسد ، و بنابراين ايشان چشم فروهشتگان و سر به بالا كشيدگان مىباشند . »
و در « غاية المرام » از ابن مَغازلى با سند خود از أنس بن مالك روايت مىكند كه گفت : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : يَدْخُلُ مِنْ امَّتِى الْجَنَّةَ سَبْعُونَ ألْفا « 3 » لَا حِسَابَ عَلَيْهِمْ . ثُمَّ الْتَفَتَ إلَى عَلِىٍّ عليه السّلام فَقَالَ : هُمْ شِيعَتُكَ وَ أنْتَ إمَامُهُم « 4 »
« از امَّت من هفتاد هزار نفر بدون حساب داخل بهشت مىگردند . پس از آن پيامبر رو به على عليه السّلام نموده و گفت : ايشان شيعيان تو هستند ، و تو امامشان مىباشى ! »
و أيضاً در « غاية المرام » با سند خود از كثير بن زيد روايت مىكند كه گفت : أعْمَش داخل بر منصور دوانيقى شد ، و او در جاى خود براى أداء مظالم مردم نشسته بود . چون نگاه منصور به او افتاد ، گفت : اى سليمان ! بالا بنشين ! أعْمَش گفت : من بالا هستم هر كجا بنشينم ! تا آنكه در ضمن گفتارش گفت :
حديث كرد براى من رسول اكرم صلَّى الله عليه و آله : قَالَ : أتَانِى جَبْرَئيلُ عليه السّلام آنِفاً ، فَقَالَ : تَخْتَمُّوا بِالْعَقِيقِ فَإنَّهُ أوَّلُ حَجَرٍ شَهِدَ لِلّهِ بِالْوَحْدَانِيَّةِ ، وَ لِى بِالنُّبُوَّةِ ، و لِعَلِىٍّ بِالْوَصِيَّةِ ، و
هامش
( 1 ) « نهايهء » ابن اثير ، ج 4 ، مادهء « ق م ح » .
( 2 ) آيه 8 ، از سورهء 36 : يس .
( 3 ) كلمهء هفتاد در لغت عرب ، براى افادهء مبالغه در كثرت استعمال مىگردد .
( 4 ) « تاريخ الشِّيعة » ، شيخ محمّد حسين مظفّر ، ص 7 .