آنها همانند باغ و بوستان و گلستانى مىباشند كه بارانهاى فراوان و با بركت پيوسته بر آن باريده است . »
وى را بحر العلوم طباطبائى در كتاب « رجال » خود ذكر نموده است و فرموده است : او از شعراى اهل البيت : و در محبّت آل البيت داراى اخلاص و مودّتى بىشائبه است . اصلش از شام مىباشد ، و به عراق مهاجرت نموده ، سپس به مصر كوچ نموده ، و پس از آن به سوى طَبَريّه رفته و اقامت گزيده است . وى از مصاحبان اسحق بن عَبْدُوس بوده است و اولاد وى را در طَبَريّه تدريس و تأديب مىنموده است . « 1 »
* * * بارى از مجموع آنچه ذكر شد همچون آفتاب تابان روشن شد كه تنها و تنها شيعه بوده است كه از زمان صاحب رسالت ختمى مآب ، علم و دانش و حديث و سنّت و خبر را مهم مىشمرده است ، و بر تدوين كتب و تصنيف أسفار مُجِدّ و ساعى بوده آن را از أهمّ وظيفه و فريضهء خود مىدانسته است در آن زمانى كه مخالفين نشر علم و كتابت و تدوين ، راويان حديث را شلَّاق مىزدند و شكنجه مىنمودند و زندان و تبعيد مىكردند و نهى أكيد و منع بليغ از تفسير قرآن و از كتابت و بيان حديث و سنّت رسول الله داشتهاند . چه گذشت بر شيعهء متعهّد و غيور و ناطق به حقايق در قرن اوّل و حتّى قرن دوم كه تمام سعى و كوشش حكومتهاى جائرانهء غاصبانه بر إخفاء و پنهان كردن راستى و درستى و صدق و امانت بود ، زيرا بر أساس همين إسكاتها و قتلها و نَهْبْها و غارتها پايههاى عرش خلافت سراسر تمويهشان بر پا بود .
شيعه راهى جز نشر علم نداشت . چون راه و روش خويشتن را بر حقّ و صدق نهاده بود ، و اين راه أبداً به وى اجازه نمىداد تا در برابر حُكّام جور و فرماندهان ستمگر سر تسليم فرود آورد و كرنش كند ، و براى حفظ جان و مال خود و يا براى
هامش
( 1 ) « الشّيعه و فنون الاسلام » ص 170 .