اوست . و مَداينى در امور خراسان و هند و فارس . و واقِدى در امور حجاز و سيره . و اين دو نفر اخير اشتراك دارند در اخبار و مطالب راجع به فتوح شام - انتهى .
و من مىگويم : شيعهء از ايشان أبومِخنَف و واقِدى هستند . و چون از نصّ ابن خَلّكان مطَّلع شديم كه هشام بن محمد كَلْبى اعلم مردم مىباشد به علم أنساب ، و ترجمهء او گذشت . لهذا اينك مىپردازيم به ترجمهء احوال أبومخنَف و واقِدى و امثالهما از آنان كه بر اقرانشان تفوّق داشتهاند ، لهذا مىگوئيم :
أبومِخْنَف أزْدى غامِدى شيخ اصحاب اخبار مىباشد از شيعيان در كوفه ، و مرد مورد نظر و توجّه و رجوع آنان است . اسمش لُوط بن يحيى بن سعيد بن مِخْنَف بن سالِم ، و يا سُلَيمان ، و يا سليم است . پدرش از اصحاب أميرالمؤمنين عليه السّلام ، و جدَّش از اصحاب رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ، و از راويان اوست . پس از پيغمبر از صحابهء أميرالمؤمنين عليه السّلام بود ، و رايت طائفهء أزْد در صِفّين با وى بود . و در سنهء 64 در عين الْوَرْدَة به طورى كه در « تقريب » آمده است به شهادت رسيد .
أبومِخْنَف از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مىكند ، و گفته شده است از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام . امّا مشايخ ، اين گفتار را صحيح نمىدانند . و كسى كه وى را از اصحاب أميرالمؤمنين عليه السّلام شمرده است به خطا رفته است . چون او آن حضرت را ديدار و ملاقات ننموده است . از جمله كتابهاى مصنَّفهء أبومخنف كتاب « الرِّدَّة » ، كتاب « فتوح الشَّام » ، كتاب « فتوح العِراق » ، كتاب « الجَمَل » ، كتاب « صِفِّين » ، كتاب « اهل النَّهْرَوان و الخوارج » ، كتاب « الغَارَات » ، كتاب « حَرْث بن رَاشِد و بنى ناجِيَة » ، كتاب « مَقْتَل على عليه السّلام » ، مىباشد كه مرحوم سيد حسن صدر با سى و سه كتاب دگر هر يك را جداگانه با ذكر نام برشمرده است .
و از جملهء مورّخين شيعى ، واقدى مىباشد . نامش أبوعبدالله محمد بن عُمَر مولاى اسْلَمين از سَهْم بن اسْلَم است . اصلش از مدينه است كه به بغداد انتقال يافت ، و در عسكر مهدى ولايت قضاء مأمون به او تفويض گرديد . او به مغازى و سِيَر و فتوحات ، و به اختلاف مردم در حديث و فقه و احكام و أخبار ، عالم بوده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٢