گرديده است . او در صنعت كلام بر مذهب اصحاب خود ، دقيق الفطنة و ماضى الخاطر مىباشد . من او را ديدهام . مردى بارع يافتهام و داراى كتبى مىباشد . انتهى . و من مىگويم : او پيشوا و جلودار عصر خويشتن بود در جميع فنون اسلام . ميلادش سنهء 338 ، و وفاتش سنهء 409 مىباشد .
تقدُّم شيعه در علم مكارم اخلاق
اوَّلين كسى كه در اين علم تصنيف نمود ، أمير المؤمنين على بن أبيطالب عليه السّلام است كه كتابى در هنگام مراجعتش از جنگ صِفّين بنوشت ، و آن را به سوى فرزندش حسن يا محمد بن حَنَفِيَّه ارسال فرمود . اين مكتوب ، مكتوب طويلى است كه تمام أبواب اين علم ، و طرق سلوك آن ، و مكارم ملكات ، و جميع مُنجيات و مُهْلكات ، و سُبُل تخلُّص از آن مهالِك در آن درج گرديده است .
اين كتاب را علماى فريقين روايت نمودهاند ، و به طورى كه سزاوار تمجيد است از آن ثنا و تمجيد و تحميد به عمل آوردهاند . از ميان علماى ما كُلَينى در كتاب « الرَّسَائل » از طرق عديدهاى آن را روايت نموده است . و امام أبومحمد حسن بن عبدالله بن سعيد عَسْكَرى آن را نيز روايت كرده ، و بتمامه در كتاب « الزَّوَاجِر و الْمَوَاعِظ » آن را تخريج كرده است . و گفته است : اگر از مطالب حكمت چيزى بود كه واجب بوده است آن را با طلا بنويسند تحقيقاً اين كتاب مىباشد .
وى گفته است : آن كتاب را براى من جماعتى حديث كردهاند . و در اين حال به ذكر طرقش در روايت آن در اين كتاب پرداخته است . « 1 »
هامش
( 1 ) و سيّد رضى در « نهج البلاغة » ج 2 باب رسائل ، رسالهء 31 ، در تحت عنوان : و من وصيَّةٍ له للحَسَن بن على عليهما السّلام كتبها إليه بحاضرين منصرفاً من صفِّين ذكر كرده است ، و از نهج البلاغة طبع مصر با تعليقهء شيخ محمّد عبده ج 2 ص 37 تا ص 57 مىباشد . حقير در وقت مهاجرت به أرض اقدس و مشهد مقدس رضوى سلام الله عليه در طهران وصيتنامهاى به مورّخهء 20 شهر ربيع