الْمُخْتَارة » « 1 » بعضى از مناظرات او را با دشمنان حكايت نموده است . تمام اين افرادى كه برشمرديم در عصر واحدى بودهاند ، و در أثناء قرن دوم رحلت كردهاند .
و پس از اين طبقه ، طبقهء ديگرى در علم كلام به ظهور پيوستند :
هِشام بن حَكَم « 2 » كه حضرت امام صادق عليه السّلام دربارهء او فرمودهاند : هَذَا نَاصِرُنَا
هامش
( 1 ) اين كتاب نامش « الفصول المختارة » است كه به قلم سيد مرتضى و از إفادات و تقريرات شيخ مفيد محمد بن محمد بن نُعمان بوده است كه در مجالسى تدريس مىكرده است ، به انضمام مطالبى از كتاب معروف شيخ مفيد به نام « العيون و المحاسن » كه آن را نيز سيّد مرتضى در آن درج كرده است ، و آن را از روى خطا به نام « فهرست » در نجف اشرف در دو جزء تجليدشدهء در يك مجلّد طبع كردهاند ، و بعضى گفتهاند : عمداً به نام « فهرست » در نجف اشرف طبع گرديد به جهت تقيّه از حكومت بغداد كه امر به مصادرهء كتب شيعه مىنمود .
شيخ محمد جواد مغنيه در كتاب « الشّيعة و التّشيّع » ص 17 از طبع مدرسه و دار الكتب اللبنانى للطباعة و النّشر بيروت در تعليقهء اين صفحه گويد : اين كتاب را شريف مرتضى از اقوال استادش شيخ مفيد جمع كرده است . و در سنهء 1937 ميلادى در نجف به اسم « فهرست » طبع شد از ترس آنكه مبادا سلطان در آن عصر اگر به نام حقيقىاش طبع بشود كتاب را مصادره كند .
( 2 ) أحمد امين بك مصرى در « ضحى الاسلام » ج 3 ص 269 از جمله در أحوالات هشام بن حكم گويد : مردى ملحد به نزد وى آمد و گفت : من قائل به دو خدا مىباشم و چون انصاف تو را دانستهام نزد تو آمدهام و از عصبانيّت و خشم تو هم در اين موضوع هراس ندارم . هشام در حالى كه مشغول پهن نمودن لباس در روى بند بود ، به نزد او برخاست و گفت : حفظك الله هل يقدر أحدهما على أن يخلق شيئاً لا يستعين بصاحبه عليه ؟ « خدا نگهدارت باد ! آيا يكى از آن دو ، قدرت دارد بر آنكه خلق كند چيزى را بدون آنكه از رفيقش بر آن خلقت كمك بطلبد ؟ ! » گفت : آرى ! هشام گفت : فما ترجو من اثنين ؟ ! واحدٌ خلق كُلَّ شىءٍ أصَحُّ لَكَ ! « چه نيازى به دو تا دارى ؟ ! يك خدا كه براى تو همه چيز را بيافريند براى تو صحيحتر است . » آن مرد گفت : قبل از تو كسى بدين گونه سخن با من تكلّم نكرده است . تا آنكه احمد امين مىگويد : و از روى ظاهر است كه او ميل به مذهب جبر دارد و پيوسته در اين باب با معتزله مناظراتى دارد همچنان كه ميل به تجسيم داشته است . و در اين باره از او اقوالى نقل شده است و جاحظ در مناقشات با او با شدت عمل نموده و به جهت دفاع از معتزله در انتقاد از او خشمگين شده است . و بالجمله هشام بن حكم داراى فضيلت بزرگى است در ريختن مباحثات كلاميّه بر مذهب شيعه و كتابهاى بسيارى را در اين باره تأليف نموده است كه يكى از آنها هم به ما و اصل نشده است . ابن نديم