وَ الاحْوَلُ قَفَّازَانِ حَاذِقَانِ ! « تو با احْوَل در بحث ، پَرِش داريد و حاذق هستيد . »
و أحْوَل عبارت است از أبوجعفر محمد بن على بن نُعْمان بن أبى طريفهء بَجَلى « 1 » دكّان أحْوَل در محلّى بود در شهر كوفه كه بدان طَاقُ الْمَحَامِل مىگفتهاند .
چون دراهم و دنانير درست و نادرست را نزد او مىآوردند ، فوراً آن مغشوش را جدا مىكرد و پس مىداد و آن صحيح و بدون غِلّ را مشخّص مىساخت . و چون امتحان مىكردند ، مىديدند گفتار أحْوَل محض صواب بوده است ، لهذا از شدّت مهارت و استادى به او شَيْطَانُ الطَّاق مىگفتند .
او هم علم كلام را از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام بياموخت و كتاب « إفْعَلْ لَا تَفْعَلْ » ، و كتاب احتجاج بر امامت أميرالمؤمنين عليه السّلام و كتاب « الكلام على الخوارج » و كتاب مجالست خود را با أبوحنيفه ، و مُرْجِئَه ، و كتاب « المعرفة » ، و كتاب « ردّ بر معتزله » را تدوين كرد .
و حُمْران بن أعْين برادر زرارة بن أعْيَن . علم كلام را از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام بياموخت .
و هشام بن سالم كه از مشايخ شيعه در علم كلام مىباشد .
و يونس بن يعقوب ماهِر در علم كلام . حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام به او فرمودند : تَجْرِى بِالْكَلَامِ عَلَى الأثَرِ فَتُصِيبُ ! « چون كلام را طبق شواهد مىآورى ، به منظور خود مىرسى ! »
و فَضَّال بن حسن بن فَضَّال كوفى متكلّم مشهور مىباشد . با احدى از مخالفين مناظره نكرد مگر آنكه حجّت او را بريد . و سيد مرتضى در كتاب « الْفُصُول
هامش
( 1 ) احمد امين بك مصرى در كتاب « ضحى الاسلام » ج 3 قدرى از محمد بن نعمان مؤمن ( مؤمن الطّاق ) كه سنّىها او را شيطان الطّاق گويند بيان مىكند و بحث را در اماميّه خاتمه مىدهد . گويد : طاق محلّهاى بوده است در بغداد و وى شغلش صيرفى بوده است و در شناختن درهم و دينار معرفتى بسزا داشته است و بدين جهت او را شيطان الطّاق گويند . ( بعد از ص 269 ) .