از توصيف اين تدوين مىگويد : شيعه اين كتاب را معظَّم به شمار مىآوردند .
آنگاه مىگويند : عليهذا اوَّلين مصنِّف در فقه از شيعه ، على بن أبى رافِع بوده است . و بنابراين مراد سيوطى كه اوَّلين مصنَّف را در فِقْه ، أبوحَنِيفه شمرده است ، از اهل سنَّت مىباشد . به علّت آنكه تصنيف على بن أبى رافِع در علم فقه در عصر أميرالمؤمنين عليه السّلام بوده و مدّت طويلى قبل از تولّد أبوحنيفه بوده است .
اسامى فقهاى شيعه از اصحاب ائمّه
سپس بحثى را در تعيين مشاهير فقهاء از شيعه در صدر اوَّل منعقد مىكنند ، و نامشان را طبق تسميه و معرّفى شيخ أبوعمرو كَشِّى در كتاب خود معروف به « رجال كشّى » كه معاصر با أبوجعفر كلينى از علماء قرن سوم مىباشد چنين ذكر نمودهاند :
أسامى فقهاء از اصحاب حضرت أبوجعفر و أبوعبدالله عليهما السّلام :
عِصابهء شيعه ( جماعتى از اركان كه كلامشان براى بقيّه حجّت است ) اتّفاق و اجماع نمودهاند بر كسانى كه جزو پيشينيان از اصحاب حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السّلام به شمار مىآيند كه گفتار و روايتشان مقبول ، و فقه و فتوايشان مُمْضَى و پسنديده ، و رواياتى كه با سند صحيح از ايشان به ما رسيده است صحيح به طور مطلق مىباشد ، و از ايشان به بعد تا امام عليه السّلام نياز به فحص نيست . زيرا خود روايت آنها در حكم روايت امام است به واسطهء وثوقى كه به اخبار و احاديثشان دارند و گفتهاند :
فقيهترينِ اوَّلين شش نفرند : زُرَارَه « 1 » ، و مَعْروف بن خَرَّبُوذ ، و بُرَيْد ، و ابُو بَصير
هامش
( 1 ) أحمد امين بك مصرى در كتاب « ضحى الاسلام » ص 265 گويد : زراره از بزرگترين رجال شيعه بوده است . ابن نديم گويد : او از جهت فقه و حديث و معرفت به كلام و تشيّع بزرگترين مرد شيعه بوده است . پدرش أعْين غلامى بود رومى مال مردى از بنى شيبان كه چون قرآن را آموخت وى را آزاد كرد . جدّش سُنْبُسْ بود كه در بلاد روم از رهبانان بود . [ 1 ] اين زراره با امام محمد باقر و پسرش امام جعفر صادق ( عليهما السّلام ) مصاحبت نمود و در سنهء 150 وفات كرد و او داراى آراء و نظريّاتى است بسيار كه در كتب كلاميّه منتشر مىباشد [ 2 ] .