تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
سيوطى در كتاب « الأوائل » آورده است كه : اوَّلين كس كه در علم رجال سخن به ميان آورده است عبارت مىباشد از شُعْبَه و او متأخّر است از ابن جَبَلَة . چون شُعْبَه در سنهء دويست و شصت ( 260 ) وفات كرده است « 1 » . بلكه از رجال شيعه غير از ابن جَبَلَه كه بر وى تقدّم دارند ، أبوجعفر يَقْطينى از أصحاب امام جواد : محمّد بن على 2
هامش
( 1 ) دربارهء شعبة بن حجّاج هر يك از دو محقّقين و أساطين علم و تشيّع : سيّد عبدالحسين شرف الدين عامِلى ، و سيد حسن صدر اشتباهى بر سبيل قضيّهء منفصلهء مانعة الخلوّ نموده‌اند . « وَ الْجَوَادُ قَدْ يَكْبُو » كه بايد رفع گردد . امّا مرحوم آية الله شرف الدين در كتاب ذىقيمت و ارزشمند « المراجعات » طبع اوّل ص 68 تحت شمارهء 41 ( شُعبَة بن حَجَّاج ) أبوالورد عَتَكى واسطى ، ساكن بصره مكنّى به أبوبَسْطام را در جملهء رجال شيعه ذكر كرده است و فرموده است : جماعتى از جهابذهء اهل سنَّت همچون ابن قُتَيْبه در « معارف » و شهرستانى در « مِلَل و نِحَل » وى را از شيعيان محسوب داشته‌اند . تا آنكه گويد : روايت او در دو « صحيح » بخارى و مسلم از هر يك از أبواسحق سبيعى و اسمعيل بن خالِد و منصور و أعمش و غير واحد من غيرهم ثابت است . تا آنكه گويد : كان مَوْلده سنة ثلاث و ثمانين ، و مات سنة سِتِّين و ماة رحمةالله ؛ . « ميلادش در سنهء 83 و مرگش در سنهء يكصد و شصت بوده است . » انتهى مورد لزوم از گفتار او . أقول : در سنهء وفات او كه 160 مىباشد بحثى نيست ، زيرا او از راويان از حضرت امام صادق عليه السّلام است كه رحلتشان در سنهء 148 بوده است . همچنان كه از زمان كسانى كه وى از آنها روايت مىكند مانند أبواسحق ، و منصور ، و أعمش ، و اسمعيل بن خالِد مشهود مىباشد ، و صاحبان كتب رجاليّه فوتش را در سنهء 160 گفته‌اند . امّا در شيعه بودن او ، بحث بلكه ردّ صريح داريم : اوَّلًا مرحوم آية الله سيد حسن صدر در كتاب « تأسيس الشِّيعة لعلوم الإسلام » ص 233 مىگويد : اوَّلين مؤسّس علم رجال أبومحمد عبدالله بن جَبَلَة بن حَيَّان بن أبْحُر كِنَانى است كه شيعه مىباشد ، و نجاشى در اسامى مصنِّفين از شيعه ذكر نموده است . و او زماناً تقدّم دارد بر شُعْبَة بن حَجَّاج كه سيوطى در كتاب « أوائل » او را اوَّلين مصنِّف در علم رجال به شمار آورده است ، و شايد مراد سيوطى از اوَّلين عالم ، اوَّلين عالم از علماى سنَّت باشد ، نه شيعه . و گرنه بر مِثْل جلال الدّين سيوطى نبايد كتاب « رجال » عبدالله ابن جَبَلة مشهور پنهان باشد . تا آخر بيان او . و از اين بيان به خوبى پيداست كه : مرحوم صدر ، شُعبة بن حَجَّاج را از عامّه مىدانسته است ، با وجود آنكه اصل تصنيف كتاب « تأسيس الشِّيعة » براى نماياندن و سوا كردن و مشخّص نمودن علماى شيعه است . ثانياً در جميع كتب تراجم و رجال و كتب فقهيّه از شُعْبه به عنوان عامى و سنّى نام مىبرند ،