پس از آن كتاب « التِّبْيَانُ الْجَامِعُ لِكُلِّ عُلُوم القُرآن » در ده مجلّد بزرگ تصنيف شيخ الطَّائفة : أبو جعفر محمد بن الحسن بن على طوسى شيخ شيعه ، تولّدش در سنهء 385 ، و در نجف اشرف در سنهء 460 رحلت يافت . در ابتداى تفسيرش گفته است : او اوَّلين كسى است كه آن را جمع كرده است .
و كتاب « حقايق التَّنْزِيلِ و دَقَايِقُ التَّأوِيلِ » ، و آن در ضخامت و كبر حجم همچون « تفسير تبيان » مىباشد . مُصَنِّف آن سيد شريف رضى برادر سيد مرتضى است . در اين تفسير از غرائب قرآن ، و عجائبش ، و خفايايش ، و غوامضش پرده برداشته ، و مشكلات اسرار و دقايق اخبارش را واضح و مبيَّن نموده است . . در حقايق آن تحقيق
هامش
آراء و أقوال شيعه عرضه كردهاند و اين دليل بر عقيدهء صحيحهء ايشان به تشيّع نيست بلكه لازمهء اقتضاء طبيعت تأليف در اين موضوعات مىباشد . انتهى مورد نياز از سخن مارسدن جونس .
و ما در همين قسمت از دورهء علوم و معارف اسلام « امامشناسى » ، ج 13 ، درس 181 تا 185 در تعليقهء ص 79 و ص 80 از آن آورديم كه بعضى تشيّع واقدى را به علت آن مىدانند كه : وى در كتاب « مغازى » ، عثمان و عمر ، و يا عمر ، و يا عثمان را با ذكر اسمائشان بخصوصهم از زمرهء فراريان در غزوهء احد نام برده است . و بدين مطلب هم دكتر مارسدن جونس در ص 18 از مقدّمهء كتاب « مغازى » متعرّض گرديده است و گفته است : آن نيز دليل بر تشيّع وى نمىتواند بوده باشد . بارى محصّل مطلب آنكه به مجرّد ذكر اين مواضع ، نمىتوان حكم بر تشيّع واقدى نمود ، و شايد به همين سبب بوده است كه سيّد عبدالحسين شرف الدين در كتاب « المراجعات » وى را جزء يكصد تن از عظماى مؤلّفين شيعه به شمار نياورده است .
- [ 1 ] « أعيان الشيعة » ج 46 ص 171 . -
- [ 2 ] « الذّريعة الى تصانيف الشّيعة » ج 3 ، ص 293 . -
- [ 3 ] « مغازى » ص 249 جزء 1 . -
- [ 4 ] « السّيرة النبويّة » ج 2 ص 366 . -
- [ 5 ] « مغازى » ص 148 جزء 1 . -
- [ 6 ] « مغازى » ص 228 جزء 1 . -
- [ 7 ] « شرح نهج البلاغة » ج 3 ص 339 . -
- [ 8 ] « معجم الادباء » ج 18 ص 7 . -