تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
سُدِّى كبير صاحب تفسيرى كه ذكرش گذشت . « 1 » محمد بن سائب بن بِشر كَلْبى صاحب تفسيرى كه ذكرش أيضاً گذشت . حُمْرَان بنُ أعْيَن ، برادر زُرَارَة بْن أعْين كوفى مولى آل شيبان از أئمّهء قرآن مىباشد
هامش
( 1 ) احمد امين بك در كتاب « فجر الاسلام » ص 275 گويد : علماى شيعه به علم حديث اشتغال پيدا نمودند و از موثّقين روايات را شنيدند و أسانيد صحيحه را حفظ كردند سپس با اين اسانيد رواياتى را به دروغ جعل كردند كه با مذهبشان موافقت داشته باشد . و با اين أحاديث بسيارى از علماء را گمراه كردند چون آن علماء گول اين اسانيد را خوردند . بلكه در ميان آنها كسى است كه سُدِّى ناميده مىشود . و در ميان آنها كسى است كه ابن قتيبه ناميده مىشود . شيعيان از آن سدِّى و ابن قتيبه روايت مىكنند ، و اهل سنّت گمان مىكنند كه آنها همان دو نفر محدّث شهير مىباشند با وجود آنكه هر يك از سدِّى و ابن قتيبه‌اى كه شيعه از ايشان روايت مىكند از رافضيان غلو كننده هستند و ميان آن دو نفر سدّى فرق گذارده‌اند به سدّى كبير و سدِّى صغير . اوَّلى موثّق است و دومى شيعى وضّاع . و همچنين ابن قتيبهء شيعى غير از عبدالله بن مسلم بن قتيبه مىباشد . بلكه شيعيان كتابهائى را جعل كرده‌اند و در آنها از تعاليم خودشان وارد ساخته‌اند و آنها را به امامان اهل سنّت نسبت داده‌اند مثل كتاب « سِرّ العارفين » كه آن را به غزالى منسوب داشته‌اند . و از اين قبيل مىباشد آنچه را كه ما در كتب منتشر مىبينيم كه هر فضيلت و علمى را به على بن أبيطالب نسبت مىدهند يا بالمباشرة و يا به واسطهء ذرّيّهء وى ( تا پايان كلامش در اينجا ) . احمد امين در اينجا نيز به خطا رفته است اوّلًا كجا ديده شده است كه علماى شيعه نيازمند به مطلب و مضمونى باشند كه راه اثبات آن طرق روايتى ، عامّه باشند ؟ با آنكه ديديم غالب و اكثر راويان كتب عامه شيعه مىباشند . ثانياً اينك صحبت ما در سدِّى كبير است كه وى شيعه است ، در سدّى صغير كه كلامى نيست . ثالثاً مطالب شيعه از ابن قتيبه همان رجل عالم و محدّث معروف صاحب كتاب « المعارف » و « الامامة و السياسة » و غيرهما مىباشد و مطالبى كه از وى نقل مىكنند غالباً از كتاب « الامامة و السياسة » مىباشد كه سندهاى روشن جرم و جريمهء عامّه در آن ذكر شده است و در انتساب اين كتاب به محمد بن مسلم ابن قتيبهء دينورى أبداً جاى ترديدى نيست . و كتاب غزالى نامش : « سرّ العالَمَين » است ، نه « سرّ العارِفِين » ، و معلوم مىشود جناب آقاى دكتر احمد امين جلد كتاب را هم نديده است آنگاه دربارهء محتواى آن قضاوت مىنمايد . خودش در نجف معترف شده بود كه ما كتب شيعه را نداريم . از اينجا به دست آمد كه كتب عامّه را هم ندارند آنگاه به عنوان مورّخ قلمفرسائى نموده قدم در اين جولانگاه و مضمار مىنهند . حقير در كتابخانهء محقر خود چهار طبع مختلف از اين كتاب را دارم و كراراً مطالعه نموده‌ام و دربارهء صحّت انتساب آن به غزالى در ج 8 درس 118 تا 120 از « امام‌شناسى » از دورهء علوم و معارف اسلام ص 248 - 249 بحث كافى نموده‌ام .