خدا از تو مىپرسم ، آيا نشنيدهاى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ؟ ! طلحه گفت : سوگند به خدا آرى شنيدهام . و سپس از حضرت منصرف شد » .
و اين روايت را هيثمى از طريق بزّار « 1 » و ابن حجر عسقلانى از طريق نسائى « 2 » آوردهاند .
و أبو الحسن على بن حسين مسعودى متوفّى در سنهء 346 هجريه بدين طور آورده است كه چون مكالمه و احتجاج حضرت با زبير تمام شد و زبير برگشت ، ثمّ نادى علىّ رضى اللّه عنه طلحة حين رجع الزّبير : يا أبا محمّد ! ما الّذى أخرجك ؟ ! قال : الطّلب بدم عثمان ! قال علىّ : قتل اللّه أولانا بدم عثمان . أ ما سمعت رسول اللّه يقول : اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ؟ و أنت أوّل من بايعنى ثمّ نكثت ، و قد قال اللّه عزّ و جلّ : « و من نكث فإنّما ينكث على نفسه » « 3 » ؟ فقال : أستغفر اللّه . ثمّ رجع . « 4 » « و چون زبير برگشت ، على عليه السّلام طلحه را فرا خواند و صدا زد : اى أبا محمّد ! چه باعث شده است كه خروج كردى ؟ ! طلحه گفت : خونخواهى عثمان . على عليه السّلام گفت : خداوند بكشد هر كدام از ما را كه در خون عثمان بيشتر سهيم بودهايم . آيا نشنيدى كه رسول خدا مىگفت : خداوندا ! تو ولايت آن كس را داشته باش كه او ولايت على را بر عهده گرفته است ، و دشمن بدار آن كس را كه با على دشمنى كند ؟ و تو أوّلين كسى هستى كه با من بيعت كردى و سپس بيعت خود را شكستى ، و خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « پس كسى كه بيعت خود را بشكند او إقدام بر شكستن بر عليه نفس خود كرده است » ؟ طلحه گفت : از خدا آمرزش
هامش
( 1 ) - « مجمع الزوائد و منبع الفوائد » ج 9 ، ص 107 .
( 2 ) - « تهذيب التهذيب » ج 1 ، ص 391 .
( 3 ) - آيه 10 ، از سورهء 48 : فتح : إنّ الّذين يبايعونك إنّما يبايعون الله ، يد الله فوق أيديهم فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه و من أو فى بما عاهد عليه الله فسيؤتيه أجرا عظيما .
( 4 ) - « مروج الذّهب » طبع دار السّعادة ، ج 2 ، ص 373 ، و طبع دار الاندلس ، ص 364 و ص 365 .