است ، و عالم در هر لباس عالم است .
غلط مىگفتند ، و مغالطه مىنمودند . شرف إنسان به لباس پيامبر است ، و به طرز عمامهء مولى أمير مؤمنان است . عالم اگر در لباس پيامبر باشد ، عالم دين است ، لباس كفر ، نمايندهء مكتب كفر و نمايشگر الحاد و انحراف است . سربازان هر كشورى را از شكل لباس و رنگ و آرم آن مىشناسند . در زمان پهلوى كه عمامهها را از سر برمىداشتند و بههيچوجه اجازهء عمامه نمىدادند ، از يكى از علماى تبريز نقل شد كه مىگفت : روزى رئيس نظميّه ( رئيس شهربانى امروز ) در منزل من آمد كه به من ابلاغ كند كه بايد عمامهام را بردارم ، و من إبا مىنمودم . او گفت حضرت آقا علم به عمامه و لباس نيست ، و انسان شخصيتش تفاوت نمىكند در لباس عمامه باشد ، و يا در غير آن ، عمامه چه اثرى دارد ؟ ! من در جواب او گفتم : ما هم تا به حال خيال مىكرديم عمامه تأثيرى در شخصيّت و علم ندارد ، و عالم در همهء لباسها عالم است ، أمّا از اين اصرار و إبرام شما براى برداشتن عمامه براى ما شبههاى پيدا شده است كه مبادا عمامه تأثير داشته باشد فلهذا در نگهدارى عمامهء خودمان كوشا هستيم . للّه الحمد و له المنّة كه اينك آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت .
بارى ما در اينجا بحث از غدير خمّ را كه تا جاى إمكان ، در شرح أبحاث آن كوتاهى نكرديم ، و له الشكر كه به اين طرز نفيس از خامه برون ريخت ، خاتمه مىدهيم و به سائر ابحاث باقيمانده از دورهء دروس امامشناسى مىپردازيم . و له الحمد فى الاولى و الآخرة ، و آخر دعوانا أن الحمد للّه ربّ العالمين . عصر روز بيستم شهر ربيع المولود يكهزار و چهارصد و شش هجريّهء قمريّه در مشهد مقدس على شاهدها آلاف التحيّة و الإكرام پايان پذيرفت .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٩٣