تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
التقت حلقتا البطان « 1 » ( امر مشكل شده و شدّت يافته است ، دو صف آمده شده و با اين جمعيّت فراهم آورده شده به دست ما ، راه بازگشت نيست ، اين بازگشت ، سوگند به خدا لكهء ننگى است كه هيچگاه شسته نخواهد شد ) .

[ منصرف شدن زبير از جنگ و كشته شدن او غيلة ]

حضرت فرمود : يا زبير ! ارجع بالعار قبل أن تجمع العار و النّار ( إى زبير ! اين ننگ را بر خود نخر و برگرد پيش از آنكه روزى آيد و در آنجا هم ننگ و هم آتش قيامت از دو سو تو را در برگيرد ) . زبير بازگشت و با خود اين ابيات را مىخواند :
اخترت عارا على نار مؤجّجة * ما إن يقوم لها خلق من الطّين 1 نادى علىّ بأمر لست أجهله * عار لعمرك فى الدّنيا و فى الدّين 2 فقلت : حسبك من عذل أبا حسن * فبعض هذا الّذى قد قلت يكفينى
« 2 » 3 1 - « من عار را بر آتش افروخته شده اختيار كردم ، آن آتشى كه مخلوق آفريده شده از گل تاب مقاومت آن را ندارد . 2 - على مرا به أمرى متنبّه كرد كه من جاهل به آن نبودم ، سوگند به جان تو آن أمرى بود كه هم براى دنيا ننگ بود و هم براى دين . 3 - من به على گفتم : اى أبو الحسن من سخن تو را شنيدم و به گوش جان خريدم ، ديگر دست از ملامت من بردار ، اين گفتارى كه با من داشتى ، بعضى از آن براى توجّه و تنبّه و آگاهى من كافى است » . مسعودى مىگويد : زبير پس از گفتگوهائى كه بين او و بين پسرش عبد اللّه ردّ و بدل شد و شجاعتى را كه در ميدان از خود نشان داد ، از جنگ منصرف شد ، و از صحنه خارج شد ، و حركت كرد تا به زمين وادى السّباع رسيد . و أحنف بن قيس كه از بنى تميم بود در ميان قوم خود رفته و اعتزال اختيار كرده بود . مردى به نزد
هامش
( 1 ) - بطان ، تسمه و كمربندى را گويند كه در زير شكم اسب و قاطر مىبندند ، و داراى دو حلقه است كه در زير شكم بهم متّصل مىشود ، و در صورتى كه اين دو حلقه بهم نرسيده باشند حيوان مركب آماده براى سوارى و حركت نيست ، و چون اين دو حلقه بهم متصل شود آماده براى حركت است ، و كار تمام شده و مدّت آن رسيده است . و اين جمله التقت حلقتا البطان ، مثالى است كه در عرب زده مىشود براى سر رسيدن كارهاى مهم و اشتداد امور . ( 2 ) - « مروج الذهب » طبع دار السعادة ، ج 2 ، ص 371 و ص 372 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 64 | السيد محمد حسين الطهراني