تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
است . و شاعر گويد : و فيهم إذ عمّم المعمّم . و هر گاه عرب بخواهند كسى را به عنوان سيادت و پيشوائى تعيين كنند ، بر سر او عمامهء حمراء ( قرمز رنگ ) مىبندند ، و پارسيان چون به شاهان خود تاج گذارند بدان متوّج گويند ، همچنان كه عرب معمّم گويد : و عمّم رأسه يعنى بر سر او عمامه بست مانند عمّ با ضمّه . « 1 » و شيخ شبلنجىّ گويد : از جمله لقب‌هاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله صاحب التّاج است ، و مراد از تاج در اينجا عمامه است ، چون همانطور كه در حديث وارد شده است العمائم تيجان العرب . « 2 » و بر همين قاعده و أصل بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير علىّ بن أبي طالب را پس از آنكه به ولايت منصوب كرد ، و من كنت مولاه فعلىّ مولاه فرمود و او را با لقب أمير المؤمنين نام نهاده و به سمت إمارت آنان منصوب نمود ، و فرمود تا اصحاب و زنان خود به او با لفظ إمارت به السّلام عليك يا أمير المؤمنين سلام كنند و تهنيت گويند ، او را با عمامه كه هيئت مخصوصى است و حكايت از جلال و عظمت مىكند ، معمّم نمود ، و بدين تاج متوّج ساخت و به اين إكليل مكلّل فرمود ، و با دست مبارك خود عمامهء سحاب را بر سرش بست ، و در آن مجتمع عظيم بدين عمل نشان داد كه : او داراى إمارت و ولايت و حكومتى است ، همانند خود رسول أكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با اين تفاوت كه رسول خدا أصل است و او فرع ، و او قائم مقام و جانشين پس از اوست . شيخ الإسلام حمّوئى پس از بيان دو روايت دربارهء غدير خم ، و آوردن اشعار حسّان بن ثابت ، با سند متّصل خود از أبو راشد از على بن أبي طالب عليه السّلام روايت كرده است كه قال : قال رسول الله : إنّ الله أيّدنى يوم بدر و حنين بملائكة معتمّين هذه العمامة . و العمامة [ هى ] الحاجز بين المسلمين و المشركين . قاله عليه السّلام لعلىّ لمّا عمّمه يوم غدير خمّ بعمامة سدل طرفها على
هامش
( 1 ) - « تاج العروس » ، مادّهء عمم ، ج 8 ، ص 410 . ( 2 ) - « نور الأبصار » ، ص 25 .