تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
منكبه . « 1 »

[ رسول خدا بر سر أمير المؤمنين عليهما السّلام در روز عيد غدير عمامه مىبندند ]

« رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداوند در روز غزوهء بدر ، و غزوهء حنين ، با فرشتگانى كه بدين عمامه معمّم شده بودند مرا يارى كرد ، و عمامه حدّ فاصل ميان مسلمين و مشركين است . اين گفتار را رسول خدا به على عليه السّلام در حالى گفت كه در روز غدير خمّ ، او را به عمامه‌اى كه طرف آن را بر دوش على انداخته بود معمّم كرد » . و نيز حمّوئى با سند متّصل ديگر از أحمد بن عيسى بن عبد الله معروف به أبى طاهر ، از پدرش از جدّش از حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام روايت كرده است كه گفت : حدّثنى أبى عن جدّى : أنّ رسول الله صلّى الله عليه و آله عمّم علىّ بن أبي طالب عليه السّلام عمامته السّحاب ، فأرخاها من بين يديه و من خلفه ، ثمّ قال : أقبل فأقبل ثمّ قال [ له ] : أدبر فأدبر [ ف ] قال : هكذا جائتنى الملائكة . « 1 » « روايت كرد براى من پدرم ، از جدّم كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على بن أبي طالب را با عمامهء سحاب خود معمّم نمود ، و دو طرف آن را از جلو و پشت آويزان كرد ، و پس از اين به او گفت : رو بياور ! على رو آورد . و سپس گفت : پشت كن ! على پشت كرد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : اين طور ملائكه به نزد من آمدند . » و نيز حمّوئى با سند متّصل ديگر ، از أبو راشد حرّانى ، از على بن أبي طالب عليه السّلام روايت كرده است كه او گفت : عمّمنى رسول الله صلّى الله عليه و آله يوم غدير خمّ بعمامة فسدل طرفها على منكبى ، و قال : إنّ الله أيّدنى يوم بدر و حنين بملائكة معتمّين بهذه العمامة . « 3 » « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خمّ بر سر من عمامه‌اى بست ، و كنار آن را بر دوش من انداخت و گفت : خداوند مرا در روز جنگ بدر و حنين به ملائكه‌اى كه بدين شكل از عمامه معمّم شده بودند ، تأييد كرد و نصرت نمود » . و علّامهء أمينى گويد كه : حافظ عبد الله بن أبى شيبه ، و أبو داود طيالسى ، و
هامش
( 1 ) - « فرائد السّمطين » ، ج 1 ، باب 12 ، ص 75 و ص 76 حديث شمارهء 41 و 42 . ( 3 ) - « فرائد السمطين » ، ج 1 ، باب 12 ، ص 76 حديث 43 .