مقام و منصب است ، به جلو مىطلبد ، و عمامهء سحاب خود را بر سر او مىبندد ، بطورى كه داراى دو طرف مىباشد ، يكى از جلو آويزان است كه كوتاهتر است ، و دويّمى از پشت سر آويزان است ، كه بلندتر است . و اين عمامه چند دور بر سر على پيچيده شده و بدين صورت متوّج به تاج كرامت ، و علامت ولايت گرديده است . آن هم عمامهء سحاب كه از مختصّات عمائم رسول الله بوده است . مانند نگين أنگشترى كه سلطان از دست درآورد و در انگشت جانشين خود كند ، و يا تاج را از سر خود بردارد ، و بر سر او گذارد ، و يا رداء و عبا و لباس خاصّ خود را كه بر تن دارد بر او بپوشاند ، اينها همه علامت إعطآء منصب است .
بارى عمامه در عرب ، يك نوع لباس محترم و معظّمى بوده است كه أشراف و بزرگان آنها بر سر مىنهادند ، و به منزلهء تاجى بوده است كه ملوك پارس بر سر مىنهادند .
ابن أثير جزرى مجد الدين ، در حديث قتاده آورده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : العمائم تيجان العرب « عمامهها ، تاجهاى عرب است » .
آنگاه در شرح و تفسير اين عبارت گفته است : تيجان جمع تاج است ، و آن عبارت است از چيزى كه براى شاهان از طلا و جواهر مىريزند . و معناى اين كه بگوئى : و قد توّجته اين است كه : من تاج را بر او نهادم . و مراد و مقصود رسول خدا از اين كلام آن است كه عمامه براى عرب ، به منزلهء تاج است براى پادشاهان ، چون عربها غالبا در بيابان كه هستند ، يا سر برهنه هستند ، و يا قلنسوه بر سر دارند ، و عمامه در ميان آنها كم است . « 1 » و سيوطىّ در « جامع الصّغير » آورده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفته است :
العمائم تيجان العرب ، فإذا وضعوا العمائم وضعوا عزّهم . « 2 » « عمامهها ، تاجهاى عرب مىباشند ، و بنابراين هر وقت آنها را كنار بگذارند ، عزّت خود را كنار زدهاند » . سيوطىّ اين روايت را از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده
هامش
( 1 ) - « النهاية » ، مادّهء توج ، ج 1 ، ص 199 .
( 2 ) - « جامع الصغير » طبع چهارم ، جلد دوّم ، ص 70 و « كنز العمال » ج 19 ص 222 .