رنگ ، چه در سفرهايش و چه در غير آن ، و آن عمامه را بر سر خود مىپيچيد . و چه بسا عمامه نداشت و دستمالى را بر سر خود و يا بر پيشانى خود مىبست ، و بسيار ديده مىشد كه آن حضرت دستمال بر سر و يا پيشانى خود بسته است .
و يك عمامهاى داشت كه آن را بر سر خود مىبست ، و نام آن سحاب بود . پس آن را بر سر على بست ، و به او بخشيد كه ديگر عمامهء على بود . و چه بسا على با آن عمامه بيرون مىآمد ، و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : أتاكم علىّ فى السّحاب يعنى على با عمامهء سحاب به سوى شما آمد ! و عائشه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جبّهء پشمين در تن مىكرد و عمامهء پشمين بر سر مىبست ، و سپس از منزل بيرون مىرفت و براى مردم خطبه مىخواند بر فراز منبر .
و من هيچكدام از خلائق را نديدهام كه خدا آفريده است ، از او نيكوتر در آن لباس و عمامه . « 1 » در روز عيد غدير ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر سر أمير المؤمنين عليه السّلام عمامه بستند ، و اين قضيّه به جهت خصوص انتصاب او به مقام خلافت و إمامت و ولايت بوده است ، زيرا در اين روز صاحب خلافت براى رسول خدا معيّن و مشخّص شد ، و عنوان إمارت و حكومت و خلافت مقام نبوّت و حمل أعبآء ولايت به دو سپرده شد ، و طبعا بايد در آن روز تاجگذارى كرد ، و ليكن نه مانند تاجگذارى شاهان جائر و سلاطين جابر ، كه از أشك چشم أرامل و أيتام ، و بيوهزنان ، و خون دل أطفال يتيم و محرومان ، عقيق و ياقوت و درّ و برليان ساخته ، و بر كلاه زرّين خود مىنهند .
بلكه به عنوان علامت و نشانهء فخر و شرف فضيلت إمامت حقّهء الهيّه و ولايت كبراى حقيقيّهء ربوبيّه ، رسول اكرم خاتم السّفراء المكرّمين ، أفضل الأنبياء و المرسلين ، يگانه جانشين و قائم مقام خود را كه همچون نفس خود داراى أرزش و
هامش
( 1 ) - « بحار الأنوار » ، طبع كمپانى ج 6 ، ص 155 ، و طبع حروفى ، ج 16 ، ص 250 و ص 251 ، از كتاب نبوّت نقل كرده است كه از أنس بن مالك روايت مىكند .