تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
همه گونه سعادت خود را از دست دادند ، و برايگان محو و نابود نمودند ، و خاك نكبت و بدبختى و عسرت معيشت و زندگى ضنك و مذلّت‌بار را با دست خود بر سر خود ريختند . آخر به كدام ملّت و مذهب ، و به كدام روش و آئين ، و منطق عقل ، و وجدان پاك ، شخص به خود إجازه مىدهد كه هر روز ريش خود بتراشد ؟ ! آيا در كتاب طبّ ، مصلحتى در آن ديده شده است ؟ و يا در كتاب آداب از آن علامت و نشانه‌اى هست ؟ و يا در كتاب اقتصاد شرحى در ثمرات آن نگاشته شده است ؟ به كدام منطق و حكمى شخص به خود اجازه مىدهد ، لباس تنگ بپوشد ؟ و خود را به أنواع أمراض دچار كند ؟ كراوات كه زنّار و صليب است ، و در پارسى آن را چليپا گويند ، و تا قبل از جنگهاى صليبى عيسويان بر كمى مىآويختند ، و بعد از آن در گردن آويختند ، و آويختن آن از محرّمات إسلام ، و از لباسهاى مختصّهء كفر است ، كه موجب بطلان نماز نيز مىشود ، آيا داراى منطق و برهانى است ؟ انگشترى طلا و زينت ظاهر به طلا كردن ، براى مردان كه در حرمت آن شكى نيست ، و موجب بطلان نماز نيز مىگردد ، داراى برهان و شاهدى است ؟ اين نگين‌هاى زيبا و پرارزش را كه اسلام جايز دانسته است همچون فيروزه ، و ياقوت ، و عقيق ، و درّ ، و زبرجد ، و لؤلؤ و زمرّد ، را اگر در نقره بنشانند ، و درست كنند ، به مراتب زيباتر از پوشيدن انگشترى طلا نيست ؟ آخر به چه حساب كوركورانه و على العمياء شخص مسلمان بايد به خود اجازه دهد كه چنين كارهائى را بكند ، و فقط و فقط از روى صرف تقليد ، و پيروى از كسانى كه نه فرهنگ دارند ، و نه دين ، و نه شرف و فضيلت ، و نه علم و تقوى ، و نه ايثار و حميّت ، و نه ناموس و غيرت ، عمل كند ؟ ! آيا آيه و
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ
كافى براى بيدارى نيست ؟ آرى به حمد الله كافى است . و امروز مىنگريم كه جوانان باهوش و درايت از امت إسلام ، همهء آن آداب و رسوم پيران سالخوردهء استعمارزده را به دور ريخته ، و بر آن منهاج لبخند تمسخر مىزنند ، و با چشمى باز ، و بصيرتى تيز ، و هوشى سرشار ، و تفحّص و تجسّسى قابل تقدير ، به فرهنگ