و درست از هنگامى كه بواسطهء سيطرهء غرب و غلبهء كفار بر مسلمين ، آن رسوم و آداب را از دست دادند ، كلاه شاپو بر سر گذاشتند ، و كراوات و زنّار كه صليب و علامت مختصّ مسيحيان است ، بر گردن آويختند ، و لباسهاى خود را تنگ و كوتاه كردند ، بطورى كه لباس مردان تا زير كمر آنها قرار گرفت ، و چون خم شوند ، همهء بدن آنها از زير پارچه نمودار مىشد ، و بجاى إزار و سردارى و قبا ، كت و شلوار پوشيدند ، « 1 » و محاسن خود را تراشيدند ، و بطور كلّى چه مردان ، و چه زنان ، از رسوم كفر تقليد كردند ، و از روى ژورنالهاى ايشان لباس دوختند ، و تعيين نوع دوخت و مد آن را نمودند ، و بجاى انگشترى نقرهء فيروزه و يا عقيق در دست راست ، حلقه و يا انگشترى طلا در دست چپ نمودند ، لباس ذلّت و إسارت پوشيدند ، و در تحت سيطرهء فكرى دولت كفر ، يك برده و اسير شدند ، و
هامش
( 1 ) - طبرى و ابن أثير جزرى در تواريخ خود آوردهاند و محدّث قمى نيز از آنها نقل كرده است كه : و لمّا بقى الحسين فى ثلاثة أو أربعة ، دعا بسراويل محقّقة يلمع فيها البصر يمانىّ محقّق ففزّره و نكثه لكيلا يسلبه فقال له بعض أصحابه : لو لبست تحته التّبّان ! قال : ذلك ثوب مذلّة و لا ينبغى لى أن ألبسه . فلما قتل سلبه بحر بن كعب فتركه مجرّدا . « چون از اصحاب حسين بن على عليهما السّلام غير از سه چهار نفرى بيشتر نماندند ، يك شلوارى كه بافت آن محكم بود طلب كرد ، آن شلوار بقدرى جالب بود كه چشم در آن خيره مىشد ، و از بافتههاى يمن بود بدون شكّ ، حضرت آن را شكافتند و علاوه با سر انگشتان خود آن را به قطعاتى خرد و پاره كردند كه مبادا بعد از شهادت ، آن را از پايش بيرون كنند و به غارت برند . بعضى از اصحاب گفتند : چه خوب است كه در زير آن يك تبّان مىپوشيدى ؟ ! ( تبّان و تنبان شلوار كوتاهى را گويند كه درازاى لنگههاى آن به قدر يك وجب است ) حضرت گفتند : اين لباس كوتاه ، لباس أهل ذلّت است ، و براى من سزاوار نيست كه بپوشم . و چون آن حضرت به درجهء رفيعه شهادت رسيدند ، بحر بن كعب روى آورده و آن را به غارت برد ، و آن حضرت را عريان گذارد . ( تاريخ الامم و الملوك طبرى طبع مطبعهء استقامت قاهره سنهء 1358 ، ج 4 ص 245 ، و طبع دار المعارف مصر طبع دوم ج 5 ص 451 و الكامل فى التاريخ طبع بيروت 1385 ج 4 ص 77 و نفس المهموم ص 224 و ص 225 ) و ايشان سراويل مخفّفه با فاء ضبط كردهاند ، و اين اشتباه است زيرا مخفّف به معناى سبك است و مناسبت معنايش در اينجا كم است بخلاف محقّقه با قاف يعنى محكم و بافت قوى . بارى منظور از بيان اين حديث آن است كه حضرت شلوار كوتاه را لباس ذلّت شمرده و از پوشيدن آن امتناع كردند . بر اساس همين سيرهء اسلاميّه است كه امّت مسلمان از پوشيدن لباس كوتاه مطلقا خوددارى مىكنند بخلاف كفار كه لباس كوتاه در ميان آنها امر رايجى است .