از خطبهء رسول الله پيداست ، قضيّهء ولايت به ميان آمده ، و روى آن تأكيد شده است .
ابن كثير مىگويد : چون در روايت آمده است كه : روزهء عيد غدير ، معادل روزهء شصت ماه است ، و اين گفتار باطل است ، اين بطلان نيز موجب ضعف أصل روايت مىشود .
بايد به او گفت : چرا روزهء غدير ، معادل شصت ماه نباشد ؟ جواب مىدهد : چون روزهء مستحبّى است ، و از روزهء ماه رمضان كه واجب است مهمتر نيست ، و ثواب يك ماه رمضان ثواب ده ماه است . در همين امسال كه به حجّ مشرّف بوديم شبى در مسجد الحرام با يكى از علماى وهابيّه بحث به ميان آمد ، و دربارهء روزهء غدير عين كلام ابن كثير را ديكته شده ، حفظ كرده بود ، و گفت : چون اين روايت روزهء يك روز را پاداش شصت ماه مىدهد ، و اين نامعقول است ، پس اين روايت حجيّت ندارد .
يك جوان شيعه از أهل بحرين در پهلوى ما نشسته بود ، به او گفت : اين سقّاهائى كه تو اينك مىبينى در مسجد الحرام مىگردند ، و با اين رنج و زحمت ، ظرفهاى سنگين آب را به نقاط مختلف مسجد مىرسانند ، در هر ماه حقوقشان چقدر است ؟ ! گفت : حداكثر پانصد ريال سعودى ! جوان گفت : اگر يك روز ملك ( پادشاه سعودى ) براى زيارت و طواف در مسجد آيد ، و يك نفر از اين سقّاها ، ظرف تميزى را آب كند ، و مقدارى گلاب در آن بزند ، و با يك شاخهء گل ، و يا يك برگ سبزى با كمال احترام و ادب به او تقديم كند ، و ملك يك اسكناس هزار ريالى به او بدهد ، آيا ملك كار زشتى كرده است ؟
گفت : نه ! جوان گفت : مطلب از اين قرار است كه : اجرت ماهيانه و شهريّهء سقّا كه به حسب توزيع بر روزها ، هر روز بيست و شش ريال و كسرى مىافتد ، و اجرت او در تمام مدّت يكساعتى كه ملك در مسجد است ، دو سه ريال بيشتر نمىشود ، و آن را هم اتّفاقا روى شهريهء عمومى خود مىگيرد ، چطور عطاى يك هزار ريال بلاعوض در قبال كار غير واجب او صحيح است ، و ممدوح عقلاء ،
امام شناسى (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٥