تعادل و تراجيح در علم اصول ، دو روايت صحيحه اگر در متن با هم معارضه كنند ، در صورت فقدان مرجّحات ، در أثر تعارض ، هر دو ساقط مىشوند و بايد رجوع به دليل ديگرى نمود .
[ فتاوى و قضاوتهاى عامّه چون براى حفظ مذهب خودشان است حجّت نيست ]
روايت وارد از عمر بن خطّاب ، كه در صحيحين آمده است بر فرض صحّت سندش ، بايد معارضه كند با روايت خطيب بغدادى ، زيرا كه آن هم صحيح السّند است . به چه دليل و به چه مرجّحى شما آن را أصل قرار داديد ؟ و روايت خطيب را به واسطهء اختلاف متن آن ، با آن ، ساقط نموديد ؟ ! روات روايت خطيب عبارتند از : أبو هريره و شهر بن حوشب أشعرىّ و مطر بن طهمان ورّاق أبو رجاء خراسانى و أبو عبد الرّحمن شوذب و ضمرة بن ربيعه قرشى و أبو نصر على بن سعيد رملىّ و حبشون بن موسى بن أيّوب خلّال و حافظ أبو الحسن على بن عمر دار قطنى . و اين افراد در نزد عامّه همگى عدول و ثقات و أعلا درجهء شرائط قبول خبر را حائزند ، و روايتى را كه آوردهاند در اصطلاح ، روايت صحيحه است ، و بدلخواه نمىتوان آن را مردود شمرد ، و از آنجا كه در مضمونش با روايت عمر بن خطّاب مخالفت دارد ، آن را ناديده گرفت .
و از اينجا بدست مىآوريم كه در كتب عامّه ، چون بناى صحّت و وثاقت و قبول و ردّ ، بر اساس مذهب آنهاست ، نه بر اساس قاعدهء تراجيح ، فلهذا اين روايات بكلّى از اعتبار ساقط مىشود ، زيرا روى أصل بناء مذهب و طرفدارى از خلفاء ، روايت وارده از آنها ، مورد اتّهام و همانند شخص مدّعى است كه خود را گواه و شاهد بر دعواى خود قرار دهد .
و ثانيا نزول آيه اليوم أكملت لكم دينكم در روز غدير چنان كه در سابق مفصّلا روى آن بحث كرديم . مؤيّد است به رواياتى ديگر كه ابن مردويه ، و طبرىّ ، و خطيب ، و أبو نعيم و سجستانى و حسكانى و ابن عساكر و غيرهم در كتب خود روايت نمودهاند . و اين روايات مؤيّد و مرجّح روايت حبشون است ، در مقابل روايت عمر .
و ثالثا همانطور كه سابقا گفتيم ، ممكن است آيه در دو بار نازل شده باشد ، در روز عرفه به نحوى ، و در روز غدير به نحوى ، زيرا كه در روز عرفه هم همانطور كه