فاطمه ، حسن و حسين « 1 » استدلال كردهاند چه كسانى بودهاند ؟ و احتجاجى همچون احتجاج رسول اللّه و أمير المؤمنين و حضرت امام حسن و حضرت امام حسين و بسيارى از صحابه و تابعين ، خود مدرك عظيمى براى مفاد و مدلول آيه تطهير است . و علماء و بزرگان نيز همانند مجلسى رضوان اللّه عليه و شيخ طبرسى صاحب « احتجاج » فصل مستقلّى در احتجاجها دارند . و علّامهء أمينى هم در كتاب ارزشمند و نفيس « الغدير » در ج 1 ، از ص 159 تا ص 213 در بيست و دو مورد كه به حديث غدير احتجاج و استدلال شده است ، از طرقى كه در نزد عامّه مقبول است و از كتابهائى كه در نزد آنها مسلّم است ذكر كرده است ، و ليكن ما در اينجا به چند احتجاج مهم كه در كتب شيعه و عامّه آمده است اكتفا مىكنيم ، و اميد است به حول و قوهء الهى موجب ارشاد و هدايت برادران سنّى ما گردد .
[ احتجاجها به حديث غدير در برابر منكران و اعتراف ايشان ]
حديث ولايت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه از صدر أوّل إسلام و در قرون أوّل تا اين زمان از اصول مسلّمه بوده است . مواليان و شيعيان به آن در بحث و مناظره پناه مىبردند ، و دشمنان و معاندان را ياراى إنكار در صدور آن نبوده است ، و به استشهاد و استدلال به اين حديث ، مجادلهها و مخاصمهها پايان مىپذيرفته است . و به همين جهت مىبينيم كه : احتجاجها به اين حديث از به دو أمر بسيار بوده است و در ميان صحابه و تابعين رواج داشته و در عهد خلافت أمير مؤمنان عليه السّلام و پيش از آن و بعد از آن ، احتجاج به اين حديث ، شايع و ذايع بوده است . و تا امروز كه در احتجاجها مشاهده مىكنيم : اين حديث در عنوان استدلالها و در مطلع استشهادها ، همچون خورشيد طالع از پس افق درخشش دارد و پرتو مىافكند .
آنچه تاريخ نشان مىدهد اوّلين احتجاجى كه به اين حديث شد ، از خود
هامش
( 1 ) - ما در آن بحث آوردهايم كه : رواياتى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چه از طريق شيعه و چه از عامّه ، وارد شده است ، أصحاب كساء را كه آيه تطهير براى خصوص آنها وارد شده است ، منحصر در پنج تن مىداند . و ليكن به ضميمهء اجماع قطعى و مناط كلّى ، و روايات متواتره ، همهء ائمه معصومين سلام اللّه عليهم أجمعين را فرا مىگيرد .