تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
مىگفت : سوگند به خدا اگر شمشيرم در دستم بود مىدانستيد كه شما هيچ ياراى دست‌رسى به من را نداشتيد ! سوگند به خدا كه من خودم را در جهاد با شما ملامت نمىكنم ، و اگر متمكّن بودم كه چهل نفر را با خودم همدست كنم تمام جمعيّت شما را مىگسستم و متفرّق مىنمودم . و ليكن خداوند لعنت كند قومى را كه با من بيعت كردند و پس از آن دست از يارى من برداشتند . و چون أبو بكر چشمش به على افتاد ، فرياد زد : او را رها كنيد !

[ احتجاج أمير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير در نزد ابو بكر ]

فقال علىّ عليه السّلام : يا أبا بكر ما اسرع ما توثّبتم على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ! بأىّ حقّ و بأىّ منزلة دعوت النّاس إلى بيعتك ؟ ! أ لم تبايعنى بالأمس بأمر اللّه و أمر رسول
هامش
كرده‌اند با سندهاى متعدد ، و از اعاظم عامّه مثل حاكم حسكانى در « شواهد التنزيل » و امام حموئى در « فرائد السّمطين » و سيّد على بن شهاب الدين همدانى در « مودّة القربى » و قندوزى حنفى در « ينابيع المودة » و غير از ايشان از كتاب « سليم » روايت كرده‌اند . دربارهء اين كتاب محمد بن اسحق ورّاق معروف به ابن نديم در كتاب « فهرست » خود ص 275 طبع دانشگاه طهران گويد : « سليم از اصحاب أمير المؤمنين عليه السلام است كه چون حجّاج او را طلب كرد كه بكشد فرار كرد و به أبان بن أبى عيّاش پناه برد و چون وفاتش رسيد ، به أبان گفت : تو بر من حقّ دارى ، و اى پسر برادر من اينك مرگ من فرا رسيده است . از جريان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين و چنان شد ! و به ابان كتابى را داد كه همان كتاب سليم بن قيس هلالى مشهور است . ابان اين كتاب را از سليم روايت مىكند و غير از آن را روايت نمىكند . و سليم پيرمردى بود كه نور از چهرهء او ساطع بود ، و اولين كتابى كه براى شيعه ظهور كرد كتاب سليم بن قيس هلالى بود . » انتهى . و مسعودى در كتاب « التنبيه و الإشراف » ص 198 و 199 گويد : و قطعيّه يعنى كسانى كه به امامت موسى بن جعفر توقف نكرده و از آن گذشته‌اند دوازده امام قائلند . و أصل ايشان در حصر امامان در اين عدد ، روايتى است كه سليم بن قيس هلالى در كتاب خود كه أبان بن أبى عيّاش از او روايت مىكند روايت كرده است ، و آن روايت اينست كه : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به أمير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السلام فرمودند : أنت و اثنا عشر من ولدك أئمّة الحقّ . و اين حديث را غير از سليم كسى ديگر روايت نكرده است . و امام ايشان كه انتظار ظهورش را دارند در اين زمان كه همزمان با كتابت اين كتاب است ( التّنبيه و الاشراف ) محمّد بن الحسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب رضوان الله عليهم أجمعين است » . و قاضى بدر الدين سبكى در كتاب خود « محاسن الوسائل فى معرفة الأوائل » گويد : اولين كتابى كه براى شيعه تصنيف شد كتاب « سليم بن قيس هلالى » بوده است . انتهى .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 18 | السيد محمد حسين الطهراني