اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ ! « پس على عليه السّلام گفت : اى أبا بكر چقدر زود شما را در استيلاء عدوانى بر رسول خدا سرعت كرديد ! و چه به سرعت ظلم و ستم خود را بر رسول خدا فرو ريختيد ! به كدام حقّ و به كدام منزله و درجه ، تو مردم را به بيعت خودت دعوت مىكنى ؟ ! آيا تو ديروز با من به ولايت من ، به أمر خدا و امر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مگر بيعت نكردهاى ؟ ! » - و اين گفتار حضرت در حالى بود كه قنفذ - لعنه اللّه - فاطمه سلام اللّه عليها را كه مىخواست بين او و بين شوهرش فاصله شود و ممانعت از بردن به مسجد كند با شلّاق تازيانه زده بود . و عمر به قنفذ پيام فرستاده بود كه : اگر فاطمه بين تو و على حائل شد ، او را بزن ! و قنفذ فاطمه را به چهارچوب در خانهاش زد و او را دور كرد و فشار داد و استخوان پهلويش را شكست ، و فاطمه از شكم خود جنينى را سقط كرد . و از اين به بعد فاطمه مريض و بسترى شد تا اينكه از دنيا رفت شهيدة مظلومة صلّى اللّه عليها .
و چون على را به نزد أبو بكر رساندند ، عمر او را زجر نموده و گفت : بيعت كن و دست از اين أباطيل بردار ! على گفت : اگر بيعت نكنم چه خواهيد كرد ؟ ! گفتند : مىكشيم تو را از روى ذلّت و مسكنت و حقارت ! حضرت فرمود : در اين صورت بندهء خدا ، و برادر رسول خدا را كشتهايد ! أبو بكر گفت : أمّا بندهء خدا را قبول داريم ، و امّا برادر رسول خدا را ، ما به اين أمر إقرار نداريم .
قال : أ تجحدون أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آخى بينى و بينه ؟ قال : نعم . فأعاد ذلك عليه ثلاث مرّات . ثمّ أقبل عليهم علىّ عليه السّلام فقال : يا معشر المسلمين و المهاجرين و الأنصار انشدكم اللّه أسمعتم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول يوم غدير خمّ كذا و كذا ؟ فلم يدع عليه السّلام شيئا قاله فيه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله علانية للعامّة إلّا ذكّرهم إيّاه ! قالوا : نعم ! فلمّا تخوّف أبو بكر أن ينصره النّاس و أن يمنعوه ، بادرهم فقال : كلّ ما قلت حقّ قد سمعناه بآذاننا و وعته قلوبنا و لكن قد سمعت رسول اللّه يقول بعد هذا : إنّا أهل بيت اصطفانا اللّه و أكرمنا و اختار لنا الآخرة على الدّنيا ، و إنّ
امام شناسى (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩