أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ .
« 1 » « آيا از اينكه پيش از راز گفتن با پيغمبر صدقه دهيد ، از فقر ترسيديد ؟ ! پس حالا كه صدقه ندادهايد ، و خدا هم شما را بخشيد ، اينك نماز را بپاى داريد . . . » بنابر آنچه گفته شد ، اگر در روز قيامت ، در موقف عرض در پيشگاه خداوند جلّ جلاله ، حاضر شوى ، و در محضر رسولش حاضر شوى ، و از تو بپرسند : چطور از گروهى تقليد كردى در أعمالشان و كردارشان ، و حال آنكه مثل اين امور وحشتزا را از آنها ديده بودى ؟ كدام عذرى و كدام حجّتى براى تو در نزد خدا و رسولش باقى ماند ، در اينكه از اين گروه تقليد و تبعيت نمودهاى ؟ ! فقيه مستنصريّه مبهوت شد ، و در حيرت عظيمى فرو رفت .
من به او گفتم : آيا ندانستهاى كه در صحيح بخارى و مسلم در مسند جابر بن سمره و غير او وارد است كه : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در أحاديث بسيارى گفتهاند :
لا يزال هذا الدّين عزيزا ما ولّاهم اثنا عشر خليفة كلّهم من قريش .
« پيوسته اين دين استوار و ثابت است ، تا وقتى كه دوازده خليفه بر آن حكومت كنند ، كه همگى از قريش مىباشند . » و در بعضى از أحاديث آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله كه در صحيحين وارد است ، بدين عبارت است :
لا يزال أمر النّاس ماضيا ما ولّاهم اثنا عشر خليفة كلّهم من قريش .
« پيوسته أمر مردم در جريان و گردش است ، تا زمانى كه دوازده خليفه بر آنها حكومت كنند ، كه همگى آنان از قريش مىباشند » و أمثال اين عبارات ، همگى متضمّن اين عدد دوازده مىباشد .
آيا تو در إسلام سراغ دارى طائفهاى را كه معتقد به ولايت اين عدد دوازده باشند ، غير از طائفهء إماميّه ؟ ! پس اگر اين أحاديث صحيح است ، همانطور كه خودت بر عهده گرفتى كه آنچه را كه بخارى و مسلم روايت مىكنند صحيح است ، پس اين أحاديث مصحّح عقيدهء إماميّه است ، و شاهد بر صدق روايات اسلاف
هامش
( 1 ) - آيه 13 ، از سورهء 58 : مجادله .