غنيمتى آمده بود و پيغمبر سهميّهء مؤلّفة قلوبهم « 1 » را از سهميّهء آنان بيشتر قرار داد .
[ بيان سيد ابن طاوس در موارد مختلفى كه صحابه مخالفت رسول الله كردهاند ]
و معارضه كردند با پيغمبر كه چرا در حال فتح مكّه ، أهل مكّه را عفو نمود ، و از ايشان انتقام نگرفت .
و معارضه كردند با پيغمبر كه چرا مىخواهى كعبه را تغيير دهى ؟ فلهذا پيغمبر كه مىخواست ساختمان كعبه را به همان حدود زمان إبراهيم عليه السّلام برگرداند ، از خوف معارضهء ايشان ، دست از اين اقدام برداشت .
و معارضه كردند با پيغمبر در هنگامى كه براى تبرئهء صفوان بن معطّل كه عائشه را قذف كرده بود ، خطبه مىخواند ، به طورى كه پيغمبر نتوانست خطبه را به پايان برساند .
گفتم : آيا مىدانى كه تمام اين مطالب در صحيح مسلم و بخارى است ؟ ! گفت : صحيح است ! گفتم : دربارهء اينكه ايشان چيز كمى را از دنيا بر پيغمبر ترجيح دادند ، و بر پيامبر انتخاب و اختيار كردند ، خداوند مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً .
« 2 » « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، زمانى كه بخواهيد با پيغمبر به تنهايى سخن گوئيد ، و نجوى كنيد ، قبل از اين راز گفتن صدقهاى بايد بدهيد » و تو مىدانى كه آنها از محادثه و نجواى با پيامبر ، امتناع كردند ، براى آنكه به دادن يك گرده نان و يا كمتر از آن مبتلا نشوند . و على بن أبي طالب عليه السّلام ده درهم صدقه داد ، براى ده بار نجوائى كه با پيغمبر كرده بود ، و سپس اين حكم نسخ شد ، بعد از اينكه عار و فضيحت و رسوائى را براى ايشان تا روز قيامت بجاى گذارد ، زيرا خداوند آيه فرستاد :
هامش
( 1 ) - مؤلّفة قلوبهم جماعتى از كفّار هستند كه به جهت آنكه دست از جنگ و معارضه با مسلمين بردارند و يا به جهت تأليف قلوب و نرم شدن دلهايشان به اسلام تا آنكه بالأخره اسلام بياورند ، سهميّهاى از زكات براى آنها در قرآن كريم مقرر شده است .
( 2 ) - آيه 12 ، از سورهء 58 : مجادله .