بيعت نكرده است .
و بخارى و مسلم نيز در اين حديث ، روايت كردهاند كه : أحدى از بنى هاشم بيعت نكردند تا زمانى كه على عليه السّلام بيعت كرد .
گفت : من در هيچيك از كارهائى كه سلف و صحابه انجام دادهاند ، طعن و إشكال وارد نمىكنم ! گفتم : اين است قرآن كه گواهى مىدهد كه آنها در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كارهائى را به جاى آوردهاند كه به هيچ وجه نمىتوانند و توانائى آن را ندارند كه ورود طعن و إشكال را بر خودشان إنكار كنند - و اين در حالى بود كه پيغمبر حيات داشت ، و مردم به او اميد داشتند ، و از او مىترسيدند ، و وحى خداوندى بر او نازل مىشد ، و أسرار و مخفيّات آنها را براى پيغمبر بيان مىكرد - .
و چون جائز باشد براى آنها مخالفت با پيغمبر در زمان زندگى پيغمبر كه مورد رجاء و مورد خوف آنهاست ، بنابراين در حال مرگ پيغمبر كه نه اميد دارند ، و نه ترسى دارند ، و ديگر وحى هم نازل نمىشود كه از نيّات مختفى ، و كارهاى سرپوشيده ، و أسرار ايشان به پيغمبر خبر دهد . در اين صورت مخالفت آنها با پيغمبر أقرب است و نزديكتر .
گفت : در كدام جاى قرآن ، مخالفت آنها ذكر شده است ؟
گفتم : در مخالفت ايشان در حال خوف ، خداوند جلجلاله مىفرمايد :
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ .
« 1 » « ( و خداوند شما را يارى كرد ) در روز حنين ، در آن وقتى كه بسيارى لشكر و سپاه شما ، شما را به شگفت درآورد ، و هيچ آن بسيارى و كثرت سپاه شما ، كارى براى شما نكرد . و زمين با اين فراخى آن بر شما تنگ شد ، و سپس شما پشت كرده ، و رو به فرار گذاشتيد » ! أصحاب تواريخ گفتهاند كه در آن حال همه گريختند ، و با پيغمبر نماند مگر
هامش
( 1 ) - آيه 25 ، از سورهء 9 : توبه .