معبود را رها كنند ، مردمى جاهل و نادان مىباشند .
[ بيان ابن طاوس در علّت أفضلت عيد غدير بر ساير أعياد ]
اين از يكسو ، و از سوى ديگر ميان أهل مكّه و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قبل از رسالت او عداوتى نبوده است ، و بين آنها و بين او كشتارى واقع نشده ، و خونى ريخته نشده بود كه ريزندهء آن رسول خدا باشد ، كه طبعا اينگونه امور ، و عقلا از پذيرش نبوّت او مانع مىشد .
و امّا مولانا أمير المؤمنين عليه أفضل السّلام كه خداوند جلّ جلاله ، بر زبان رسولش ، در روز غدير تنصيص و تصريح به إمامت او نمود ، أهل اسلام در وضعيّت و موقعيّتى بودند كه شبهات عقول ، و أنديشهها بر مردم گسترش يافته بود ، و راه تأويل چيزهائى را كه توان تأويل آن را نداشتند ، باز شده بود .
و أمير المؤمنين عليه السّلام بطورى بود كه در راه خداوند جلّ جلاله ، و در راه پيروى و متابعت از پيامبر با جلالش ، با بسيارى از مردم مخاصمه نموده بود ، و خونهاى بسيارى از نياكان و أسلاف آنها ، و از بزرگان آنها ، و از امثال آنها ريخته بود . و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسير واحدى گام برمىداشت در دشمنى با كسى كه با رسول خدا دشمنى كند . و اين رويّهء او بود از أوّل أمرش تا به آخر ، بدون مراعات آنكه دلهاى دشمنان را از مردانشان نگهدارى كند . و آنقدر براى او از كرامات و عنايات پديد آمده بود كه اقتضا مىكرد كه صاحبان مقامات نسبت به دو حسد ورزند و بالنتيجه نسبت به دشمنىهائى كه براى إمامت او داشتند ، و حسدى كه بر زندگى و حيات او مىكردند ، و بواسطهء تنفّر طباع مردم از اينكه او عمل نمىكند مگر به سيرهء رسول خدا ، و بدون سستى و مداهنه در همان سيره و خطّ مشى رسول خدا گام برمىدارد ، دشمنىها و عداوتهاى بيشترى براى او به وقوع پيوست ، كه به مراتب بزرگتر و بيشتر بود از دشمنىهائى كه در وقت بعثت رسول خدا عليه أفضل الصّلوات مىنمودند ، و بالأخره دشمنىها به حدّى رسيد كه ما در فصل سابق مفصّلا آورديم . آنگاه گويد :
فصل أبو هلال عسكرى كه از مخالفين و معاندين است در كتاب الأوائل كلام جليلى را در سبب عداوت مردم با مولانا علىّ بن أبي طالب عليه السّلام آورده است :