فقهاى مدرسهء نظاميّهء بغداد است ، كه الآن من نام او را به خاطر ندارم . « 1 » و مرحوم سيّد ابن طاوس رضوان الله عليه در « إقبال » راجع به عيد غدير گفته است : فصل در آنچه ذكر مىكنيم از فضل خداوند جلّ جلاله ، و عنايتى كه به عيد غدير دارد كه بيش از ساير أعياد است ، و در آن منّتى كه در اين عيد ، بر بندگان خود نهاده است .
بدان كه هر عيد جديدى كه خداوند جلّ جلاله مقدارى از جود و احسان خود را بر عبد سعيدش افاضه كند ، حقّا إفاضه و إطلاق اين احسان از طرف خداوند جلّ جلاله ، براى كسى است كه به معرفت خداوند و معرفت رسول او صلّى اللّه عليه و آله و معرفت إمام زمانش ظفر يافته باشد ، و ايمانش صحيح باشد ، چون به نقل متظافر و مستفيض از صاحب شريعت نبويّه رسيده است كه : من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهليّة .
« كسى كه بميرد و إمام زمان خود را نشناخته باشد ، به مرگ جاهليّت مرده است » .
و اين عيد غدير ، در هجدهم ذوالحجّه است ، كه در آن خداوند و رسول او از راه روشن و طريق واضح پرده برداشتند ، و براى آن كسى كه او را براى إمامت اختيار نموده بودند ، تصريح به عمل آوردند .
و بدان كه : منّت و إحسان خداوندى بر كشف اين مهمّ ، و سختى و مشكلاتى كه به لطف او در تحقّق أمر ولايت صورت گرفت ، نزديك است كه از امتحانى را كه به صاحب نبوّت عظيم الشان نمود ، زيادتر گردد .
زيرا كه پيغمبر مبعوث صلوات الله و سلامه عليه ، در ابتداى أمرش در مكّه مبعوث شد ، براى قومى كه چوب و سنگ را مىپرستيدند ، كه نه اين چوبها و سنگها مىتوانستند ضررى را از خود دفع كنند ، و نه منفعتى برسانند ، و نه خطاب كسى را گوش فرا دارند ، و نه پاسخى بدهند . و تمامى عقلهاى أهل عالم وجود گواهى مىدهد كه : كسانى كه اين بتها را خدايان خود اتّخاذ كنند ، و خداوند
هامش
( 1 ) - « كشف المحجّة » ، فصل 98 ، طبع سنگى ، ص 107 تا ص 115 .